اقتصاد جهانی

چكيده
امروز، بحث اقتصاد جهاني و به تبع آن جهاني شدن، در بسياري از مقاله ها، كتابها، روزنامه ها، كلاسهاي درس، جلسات سياسي، اقتصادي، حقوقي و … مطرح مي باشد؛ بنابراين در مورد واژة «جهاني شدن» نگرشهاي متفاوتي ابراز شده است؛ گروهي جهاني شدن را يك الزام غير قابل تفكر مي‎دانند و گروهي ديگر با نگرش به آثار اين پديده براي كشورها، آن را معادل نيستي و نابودي دانسته و از آن گريزان هستند؛ برخي نيز با توجه به شرايط كشورهايي نظير ايران، بحث جهاني شدن را براي آنها يك رؤيا دانسته‎ ند. مقالة حاضر مروري است بر مفهوم جهاني شدن و بررسي آثار آن.

مفهوم جهاني شدن
«جان تالينسون» در تعريف جهاني شدن مي گويد: «جهاني شدن، در فرآيند توسعة سريع پيوندهاي پيچيده ميان جوامع، فرهنگها، نهادها و افراد در تمامي نقاط جهان معنا پيدا مي كند.» «هاروي[1]» جهاني شدن را متضمن دو عنصر «فشردگي در زمان و مكان» و «كاستن از فاصله ها» مي داند. به نظر مي رسد از يك ديد كلّي، جهاني شدن را بتوان چنين معنا كرد: همكاري آگاهانه و يا الزامي ملتها، دولتها و فرهنگها جهت زيستن در يك دهكدة كوچك جهاني و محيطي رقابتي.

 مبحث جهاني شدن يك موضوع جديدي است؛ در حالي كه مفهوم جهاني شدن از سال 1961 به طور رسمي وارد فرهنگ و زندگي ملّتها شده و قدمتي بيش از 40 سال دارد.

اصول جهاني شدن
اصول و محورهاي مختلفي در مورد جهاني شدن مطرح شده و مي‎شود اما به طور كلي شش محور را مي توان براي اين پديده برشمرد:

1- اولين اصل و روند مطرح درجهاني شدن آن است كه در نظام جهاني، ديگر دولتها نقش چنداني نداشته بلكه عمدة نقشهاي اقتصادي و حق سياسي برعهدة شركتهاست. بررسي اين روند نشان مي دهد كه در دهة 1990 كمپاني هاي بررگ چند مليتي، در عرصة اقتصاد، سياست، فرهنگ و حتي تصميم گيريهاي راهبردي، گوي سبقت را از كف دولتها ربوده اند. به عنوان مثال در سال 1997 فروش شركت «جنرال موترز» آمريكا با 178 ميليارد دلار، متجاوز از توليد ناخالص ملي 50 كشور در حال توسعه (با درآمدهاي پايين) بوده است و يا چهار شركت «فورد»، «تيسويي»، «ميستوبيشي» و «جنرال موتورز» جمعاً برابر توليد ناخالص ملي 100كشور جهان فروش داشته اند. اهميت اين روند به گونه اي بوده است كه حتي برخي از انديشمندان، ظهور شركتهاي چند مليتي را به مفهوم جهاني شدن دانسته اند.

2- گسترش و اتحاد بازارهاي مالي و بورس جهاني، يكي ديگر از اصول جهاني شدن مي‎باشد. به عنوان نمونه طي سالهاي 1998و1999 ميلادي روزانه در سطح بازارهاي مالي جهان ميلياردها دلار رد و بدل شده است، به طوري كه طي سالهاي اخير شكل‎گيري سيستم جهاني «اپتيماك» كه باعث اتصال كلية بورسهاي معتبر جهاني از طريق شبكه‎هاي رايانه اي و بدون دخالت كارگزاران است،  مطرح مي باشد. بنابراين به طور خلاصه مي توان گفت كه يكي از اصول جهاني شدن، ادغام در سطح بازارهاي مالي جهان است.

3- استفاده از اطلاعات و ارتباطات وسيع ماهواره اي و شبكه هاي رايانه اي، يكي ديگر از اصول جهاني شدن اقتصاد است. سهولت استفاده از خدمات رايانه اي در اكثر كشورها باعث شده است تا ارتباطات در سريعترين زمان و با دقيق ترين روشهاي ممكن انجام شود؛ بخصوص در كشورهايي نظير آمريكا، اين روند در حال تشديد است. در آمريكا تقريباً به ازاي هر نفر، يك رايانه وجود دارد و طبق آمار منتشر شده در سال 1999 از هر 1000 نفر 450 نفر از خدمات اينترنت استفادة مؤثر مي‎كنند.

4- اصل ديگر، كاهش بسيار چشمگير هزينه هاي حمل و نقل به دليل گسترش شبكه هاي بين المللي ارتباطات مي باشد؛ استفاده از شيوه‎ها و روشهاي نوين تجارت جهاني (نظير بازرگاني الكترونيكي و …) باعث كاهش هزينه هاي مربوطه شده است. آمارها نشان مي‎دهد كه شاخص هزينة حمل و نقل هوايي از سال 1920 الي 1990 از 100 به 18 نزول كرده است (با اين فرض كه شاخص مذكور را در سال 1920، 100 بدانيم) و در واقع در بسياري از معاملات به جاي حمل و نقل كالا به روشهاي قديمي از خدمات جديد و سريع استفاده مي شود.

 اقتصاد جهانی

۵- اصل ديگر، بين المللي شدن توليد و يا به بيان ديگر توليد مشاركتي است. در سالهاي گذشته بسياري از محصولات در يك محدودة جغرافيايي خاص (مثلاً شركت سوني در ژاپن، فورد در آمريكا و يا پژو در فرانسه) توليد مي شد، در حالي كه اكنون بسياري از قطعات تشكيل دهندة يك كالا در بيش از چند كشور ساخته مي شود و در كشور ديگر مونتاژ مي شود. بنابراين نمي توان به طور يقين اعلام داشت كه اين محصول ساخت ژاپن، كره، آمريكا و … است، بلكه محصول مشترك  كشورها و شركتهاي مختلف است و اين به ماهيت شركتهاي چند مليتي و نحوة‌ عمل آنها برمي گردد. به عنوان نمونة ديگري مي توان به شركت هوندا ژاپن اشاره نمود. اين شركت با استفاده از ارزاني نيروي انساني در چين اقدام به توليد برخي از محصولات خود در چين و سپس صادر نمودن آنها به ژاپن كرده است. اين مثال شاهد ديگري است بر اصل اول جهاني شدن يعني تقدم منافع شركتها به منافع كشورها و دولتها.

6- اصل نهايي در جهان شدن رقابت گستردة توأم با انتقال سريع اطلاعات است. اهميت اين اصل به گونه اي است كه بسياري، عصر حاضر را عصر رقابت و اطلاعات دانسته اند، رقابت شديد بين شركتها و سازمانها باعث شده كه بسياري از شركتها براي كاهش هزينه هاي خود، به سمت استفاده از صرفه هاي اقتصادي ناشي از ادغام روي آوردند. ادغامهاي وسيع جهاني نمونة بارز اين مسأله است؛ به عنوان نمونه مي توان به ادغام «دايملر بنز با كرايسلر»، «فورد با ولوو»،«گوريد با سوتيعو» و «لوكاس واريتي با TRW»  (با حجم تجمعي فروش 19 ميليارد دلار) اشاره كرد. در خصوص اطلاعات نيز گسترش مفاهيم تكنولوژي اطلاعات و نفوذ آنها از ادبيات علمي به صحنة زندگي بشر بهترين مثال براي افزايش ارزش و جايگاه اطلاعات و تكنولوژي اطلاعات در سطح رقابت جهاني است.

آثار جهاني شدن

الف. آثار منفي:

جهاني شدن اقتصاد و كشورها، آثار مختلفي را بر اقتصاد جهاني و ملي گذاشته است. آثار اين حركت آنچنان وسيع و گسترده است كه گاه فراتر از معيارها و شاخصهاي اقتصادي رفته و جنبه هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و … را نيز در برگرفته است، در ذيل به برخي از اين آثار بطور گذرا اشاره خواهيم كرد:

1- آثار اقتصادي: جدول زير، مقايسه اي است بين دو قشر عمدة‌ جهان، يعني يك پنجم از ثروتمند‎ترين و يك پنجم از فقيرترين مردم دنيا. همان طور كه از اعداد جدول كاملاً مشهود است اختلاف وسيعي بين اين دو دسته وجود دارد، به طوري كه مي توان ادعا كرد شاهد اعمال يك ظلم آشكار در جوامع بشري هستيم.

 

رديف

شاخص

يك پنجم ثروتمند جهان

يك پنجم فقير جهان

1

مصرف انرژي

58% كل انرژي جهان

كمتر از 4%

2

ارتباطات

74% كل خطوط جهان

5/1%

3

خودرو

87% كل خودروهاي جهان

كمتر از 1%

4

گوشت و ماهي

45%

كمتر از 5%

5

كاغذ

84%

1/1%

جدول شمارة (1): مقايسة فقيرترين و ثروتمندترين مردم جهان (1998)