کنش و دانش اجتماعی

 

کنش انسانی

 1- موضوع علوم انسانی

علوم انسانی کدام علوم هستند؟ چه تفاوت‎هایی با سایر علوم دارند؟ آیا متافیزیک از علوم انسانی است؟ چه نسبتی بین علوم انسانی و دیگر علوم برقرار است؟ روش علوم انسانی، فایده و اهمیت آن چیست؟ آیا بین علوم انسانی و علوم اجتماعی تفاوتی وجود دارد؟ پرسش‎هایی از این قبیل موضوع سلسله‎ بحث‎هایی است که در سه بخش تقدیم می‎شود. پاسخ به این پرسش‎ها مقدمه ورود به مباحث گسترده‎تری در حوزه علوم اجتماعی و جامعه‎شناسی خواهد بود. در اولین نوشتار به مهم‎ترین عامل امتیاز علوم انسانی، یعنی موضوع آن پرداخته می‎شود، کنش انسانی موضوع علوم انسانی است. با شناخت خصوصیات کنش انسانی راه پاسخگویی به پرسش‎های یاد شده هموار می‎گردد.

 علوم به‎دلایل مختلف از هم متمایز می‎شوند. از مهمترین عواملی که می‎تواند علت تفاوت علوم باشد، موضوع علوم است. روش، ‌هدف، ‌فایده و اثر نیز از جمله عوامل امتیاز علوم محسوب می‎شوند.

‌موضوع مشترک علوم انسانی کنش‌ انسانی است. علوم انسانی درباره کنش‎های انسانی و آثار و پیامدهای آن‎ها بحث می‎کنند.

 فعالیتی که انسان انجام می‎دهد، کنش انسانی است. کنش انسانی با اراده و آگاهی انسان انجام می‎شود. کاری که در محدوده وجود انسانی انجام می‎شود اگر با اراده و آگاهی انسان نباشد، کنش انسانی نیست؛ مثل ضربان قلب آدمی و فعالیت دستگاه گوارش. کنش انسانی می‎تواند به اقسام مختلفی تقسیم شود:

 کنش‎های درونی و بیرونی، یا کنش‎های فردی و اجتماعی. تفکر یک کنش درونی است و راه رفتن،کنش بیرونی است. غذا خوردن یک کنش فردی و سخن گفتن با دیگری یک کنش اجتماعی است.

 2-ویژگی های کنش انسانی

کنش‎های انسانی به‎دلیل این‎که فعالیت‎هایی هستند که انسان‎ها درمواجهه با امور مختلف انجام می‎دهند با کارهای طبیعی تفاوت دارند کنش‎ها دارای ویژگی‌هایی هستند که مهمترین آن‎‎ها عبارتند از:

 اول: آگاهانه بودن؛ کنش انسانی وابسته به آگاهی و معرفت آدمی است، به‎گونه‎ای که بدون آگاهی انجام نمی‎شود. کارهایی که انسان به آن‎ها آگاهی دارد و لکن وابسته به آگاهی انسان نیستند، کنش انسانی محسوب نمی‎شوند. سخن گفتن کنش انسانی است، زیرا هرگاه انسان آگاهی خود را نسبت به کلماتی که می‎گوید از دست بدهد، ‌از سخن باز می‎ماند، وزش باد و روشن بودن روز کنش انسانی نیست؛ زیرا جهل انسان نسبت به این امور موجب ازبین رفتن آن‎ها نمی‎شود.

 دوم: ‌ارادی بودن؛ ‌کنش انسانی وابسته به اراده و عزم انسان است فعالیت‎هایی که بدون اراده از انسان صادر می‌شوند، کنش انسانی نیستند. ‌گردش خون در بدن با آن که مربوط به انسان است کنش انسانی نیست ‌و لکن نوشتن عبارات و یا خواندن عبارت نوشته شده به‎دلیل این‎که با اراده آدمی انجام می‌شود، کنش انسانی است.

 سوم: ‌هدف‎دار بودن؛ ‌هرکاری را که انسان اراده می‌کند با هدف خاصی انجام می‎دهد، ‌هرچند هدف‎های انسان بسیار متنوع است. ‌برخی از آن‎ها عاقلانه و متفکرانه انتخاب می‌شود و بعضی از طریق عادت و انسی که انسان با آن‎ها دارد. بسیاری از کنش‎ها نیز ممکن است به هدف و مقصودی که کنش‎گردارد، نرسد.

 چهارم: ‌معنادار بودن؛ ‌کنش انسانی به‎دلیل این‎که آگاهانه انجام می‌شود و هدف خاصی را دنبال می‎کند، همواره با معنای خاصی همراه است. معنایی که در کنش وجود دارد و کنش‎گر با نظر به آن فعالیت خود را انجام می‌دهد، در حکم روح و جان کنش است و به‎همین دلیل کنش‎های انسانی را بدون توجه به‎معنای آن‎ها نمی‌توانیم بشناسیم. ‌کسانی که تنها ظاهر کنش را می‌بینند و به‎معنای آن توجه نمی‌کنند و یا معنای آن را درست نمی‎شناسند، در حقیقت به شناخت کنش نمی‎رسند.

 پنجم: ‌تناسب داشتن با موقعیت‌های زمانی و مکانی؛‌کنش‌ها چون رفتارهای آگاهانه‎ای هستند که برای رسیدن به هدف‎های خاصی انجام می‎شوند. درشرایط مختلف تغییرپذیرند، ‌زیرا هم آگاهی و هدف‎های انسانی در شرایط مختلف ممکن است تفاوت کند و هم انسان برای رسیدن به یک هدف واحد در شرایط متفاوت نمی‎تواند یکسان عمل کند. ‌برای مثال، رفتار انسان در دوره‎های مختلف عمر و یا رفتار او در موقعیت‎های خطرناک و امن فرق می‌کند.

 3- نمونه‌ای از کنش انسانی

بوق‎زدن نمونه خوبی از یک کنش انسانی است. بوق ماشین گاه به‎عنوان یک پدیده طبیعی مورد مطالعه قرار می‌گیرد و گاه به‎عنوان یک کنش انسانی. صدای بوق به‎عنوان یک پدیده طبیعی صوتی است که موج معینی دارد. فیزیک‎دان به دنبال شناخت طول موج آزاد و ویژگی‎هایی از این قبیل است.

 بوق ماشین وقتی به عنوان یک کنش موردنظر قرار گیرد به ویژگی‎های طبیعی آن توجه نمی‎شود، بلکه ویژگی‎های مربوط به کنش بودن آن منظور می‎گردد. بوق زدن به‎عنوان یک کنش همه ویژگی‎های پنج‎گانه یاد شده را داراست.

 انسان گاه به تنهایی بوق ماشین را به صدا در می‌آورد. در این هنگام یک کنش فردی بیرونی رخ می‌دهد. او ممکن است این‎کار را برای اهدافی نظیر اهداف زیر انجام دهد:

1- آزمایش و تنظیم صدای بوق؛

2- تنوع و رفع خستگی؛

3- با ریتمی خاص برای لذت بردن.

‌انسان گاه در حال رانندگی و عبور از خیابان بوق می‌زند، این‎کار او که با آگاهی و اراده انجام می‌شود، یک کنش اجتماعی است. این کنش ممکن است با اهدافی ازقبیل اهداف زیر انجام شود:

1- هشدار دادن به عابر پیاده؛

2- هشدار دادن و اعلام حضور نسبت به وسیله نقلیه دیگر؛

3- دعوت عابر پیاده به سوارشدن؛

4- سلام کردن به دوست؛

5- اظهار تشکر از وسیله‎ای که به او اجازه عبور داده است؛

6- اظهار و بیان اعتراض نسبت به وسیله‌ای که رعایت حق تقدم او را نکرده است؛

7- اظهار شادمانی به‎همراه دیگرانی که در یک مراسم عروسی شرکت کرده‌اند. هریک از موارد فوق و موارد دیگر می‌تواند ‌هدف بوق‎زدن باشد. هریک از هدف‌های یاد شده، بخشی از معنای مستقیمی است که درکنش بوق‎زدن وجود دارد. کنش‎گر هریک از این معانی را به تناسب موقعیت زمانی و مکانی و اجتماعی خود اراده و قصد می‌کند و افراد مختلف نیز معنا را براساس همان موقعیت‎ها تشخیص می‌دهند. برخی از معانی کنش انسانی، ‌ممکن است موردنظر کنش‌گر بوده و حتی هدف او باشد، ‌و بعضی از آن‎ها می‌تواند لازمه‌ کنش بوده و توسط دیگران شناخته شود.

 4- پیامدهای کنش انسانی

کنش‌های انسانی فعالیت‎هایی هستند که با اراده و آگاهی انسان انجام می‌شوند؛ برای کنش‎ها پیامدها و آثاری است.

پیامدهای کنش‌های انسانی را به اقسامی می‌توان تقسیم کرد از جمله آن‎ها تقسیم به پیامدهای ارادی و غیرارادی است.

 پیامدهای ارادی؛ ‌پیامدهایی است که ازنوع کنش‎های انسانی است.

پیامدهای غیر ارادی؛ پیامدهایی است که از نوع کنش انسانی نیست.‌ پیامدهای نوع اول با اراده و آگاهی انسان انجام می‌شود. پیامدی که ازنوع کنش انسانی است، ‌ممکن است توسط فردی که کنش اولیه را انجام داده و یا توسط غیر او واقع شود.

 پیامدهای نوع دوم‌آثار تکوینی و طبیعی کنش انسانی هستند. پیامدهای تکوینی و غیرارادی قابل تخلف نیستند، یعنی حتما انجام می‌شوند. پیامدهایی که از نوع کنش انسانی به‎شمار می‎آیند، وابسته به اراده انسان‌ها هستند و امکان تخلف از آن‎ها وجود دارد.

 راننده‌ای که مسیر تهران - مشهد را طی می‌کند از استان سمنان عبور می‌کند. او در هنگام حرکت ممکن است ‌با سرعت غیرمجاز حرکت کند. ‌خروج از استان تهران با سرعت غیرمجاز یک فعالیت و کنش انسانی است. ‌بر این کنش، سه نوع پیامد مترتب می‌شود:

پیامد اول:‌ نزدیک شدن به مشهد؛

پیامددوم: ‌جریمه پلیس؛

پیامد سوم: ‌عبور از سمنان.

 پیامد اول: ‌امری تکوینی، غیرارادی و غیرقابل تخلف است و پیامد دوم و سوم پیامدهایی از نوع کنش انسانی هستند و به همین دلیل قابل تخلفند. ‌تفاوت پیامد دوم و سوم این است که پیامد دوم فعالیت و کنشی است که توسط شخصی غیر از کنش‎گر اول انجام می‌شود و پیامد سوم، ‌کنشی است که توسط کنش‎گر اول رخ می‌دهد.

 پیامدهای کنش‌ها تقسیمات دیگری نیز می‌توانند داشته باشند، ‌مثل تقسیم به پیامدهای فردی و اجتماعی و یا تقسیم به پیامدهای دنیوی و اخروی. پیامدهای فردی، ‌پیامدهایی است که به شخص کنش‌گر بازمی‌گردد. مراد از پیامدهای اجتماعی پیامدهایی است که نسبت به دیگران رخ می‌دهد.  پیامدهای دنیوی پیامدهای این جهانی و ظاهر است، و پیامدهای اخروی، پیامدهای عمیق‌تر و پنهان است.

 انسان‎ها اغلب کنش‎های خود را با توجه به پیامد‎های آن انتخاب کرده و انجام می‌دهند، ‌و یا آن که از کنش‎های فراوانی به‎دلیل پیامد‎های غیرمطلوب آن اجتناب می‌ورزند

كنش اجتماعي  Social Action

در جامعه‌شناسی دو تعريف معروف از كنش از «ماكس وبر» و «اميل دوركيم» نقل مي‌شود. از ديدگاه ماكس وبر، كنش در صورتي اجتماعي است كه فرد يا افرادي كه رفتار مي‌كنند براي آن معناي ذهني قائل هستند و رفتار ديگران را مد نظر قرار مي‌دهد و در جريان خود از آن متأثر مي‌شوند. در تعريف و بر، سه معيار نهفته است: اول آنكه اشخاص در كنش  بايد رفتار ديگران و حضور يا وجود آنها را در نظر داشته باشند. دوم آنكه كنش بايد داراي ارزش نشانه‌اي (نمادين) دين براي ديگران و كنش ديگران هم ارزش نمادين(سمبليك) براي خود فرد داشته باشد تا منظور يكديگر را بفهمند. معيار سوم در تعريف وبر آن است كه رفتار افراد در يك كنش اجتماعي تحت تأثير ادراك آنها از معناي كنش ديگران و كنش خودشان قرار دارد. تعريف دوركيم از تعريف وبر متفاوت است و بيشتر جنبه عيني دارد. از نظر دوركيم كنش اجتماعي شامل چگونگي عمل، تفكر و احساس است كه خارج از فرد مي‌باشند و داراي خوه اجبار و الزام هستند كه به بركت آن خود را بر فرد تحميل مي‌كنند. دوركيم دو معيار عيني براي كنش اجتماعي مطرح مي‌كند:

1-  بيروني بودن حالات محل فكر و احساس در رابطه با اشخاص؛

2- جبر و فشاري كه اشخاص تحمل مي‌كنند.

 

بخشهای مختلف کنش اجتماعی

بطور كلي كنش اجتماعي شامل سه بخش است:

أ‌) پيش بيني‌هاي نگرشي به شكل برنامه‌هاي عملي؛ كه در دستورهاي كار و برنامه‌ريزي‌هاي از اين قبيل وارد مي‌شوند؛

ب‌) فعاليتهاي سازمان يافته و هدايت شده كه بر اثر هنجارهاي اجتماعي مستقر مي‌شوند و از طريق توقعات افراد معتبر ديگر (گروههاي مرجع) به اجرا در مي‌آيند و با ارتباط مستمر، شناسانيدن خود و ارزيابي خود همراه است؛

ت‌) دستيابي نمادين به هدف؛ كه ممكن است ربطي به ارضاي نيازهاي حياتي نداشته، بيشتر به هرگونه تغيير در موضوعات اجتماعي مرتبط باشد.

در جامعه‌شناسی دو دسته نظريات فردگرايانه و كلان‌نگر در مورد كنش اجتماعي وجود دارد كه در دستۀ اول كساني چون ميد و فارس هستند. ميد معتقد است: كنش اجتماعي عبارت است از انگيزش؛ كه فرايند زندگي را از طريق گزينش برخي اقسام محركهاي مورد نياز، حفظ مي‌كند؛ لذا ارگانسيم(سازواره) محيط خود را مي‌آفريند. فارس نيز چهار دسته "كنشهاي بي‌واسطه"، "تأخير يافته"، "عقيم مانده" و "گذشته‌نگر" را طبقه‌بندي مي‌كند. او كنش گذشته‌نگر را كنشي مي‌داند كه غايت آن توجه به كنشی ديگر است. در مقابل، نظريات كلان‌نگري همچون نظريه بروك و گافمن هستند. بروك بر آگاهي يا نيت به صورت جزء ضروري كنش تأكيد مي‌كند. گافمن مفهوم كنش را به كار نمي‌برد و از برخي اصطلاحات القاي تئاتر مانند اجرا، صحنه، دكور، تماشاچيان، تيم و... استفاده مي‌كند.

گزارش او از اجراهاي گروهي براي توصيف كنش اجتماعي است. مثلاً تعبير او از روي صحنه، ادراك معاني كنش در ارتباط متقابل افراد با يكديگر است.

 

 

مفهوم الگوهاي کنش  :

 منظور از الگوهاي کنش ، همشکلي در عمل و تفکر و احساس در ميان تعداد کثيري اشخاص است که در جامعه پذيرفته و رعايت مي شود .الگوي کنش با تکرار مداوم يک ژست توسط اشخاص بسياري ساخته مي شود .وشيوه ها و شرايط انجام کنش يا عمليات آن را مشخص مي سازند.  از آنجا که افراد جامعه تاحدي مثل هم مي انديشند ، مثل هم عمل مي کنند و احساس شبيه به هم دارند ، امکان مطالعه علمي جامعه فراهم مي گردد.در واقع ، جامعه بافتي از کنش هاي متقابل و الگودار است .

جامعه شناسان الگوهاي کنش ( هنجار ها ) را به دو دسته الگوهاي بيروني و الگوهاي دروني تقسيم مي نمايند :

الف) الگوهاي بيروني و هنجاري کنش :

الگوهاي بيروني کنش داراي مشخصات زير است :  1- عملي است  قابل مشاهده و اندازه گيري .   2- به فراوني تکرار مي شود.   3- ميان عده زيادي از اشخاص مشترک است.   4- محتواي آن نوعي معاني اجتماعي است .

 به عنوان مثال اگرخوابيدن يک نياز زيستي است و همه افراد به آن عمل مي کنند ، ليکن استفاده از رختخواب و ملافه و قبل از نيمه شب به خواب رفتن يک الگوي کنشي براي خوابيدن است . همينطور غذا خوردن پاسخي به نياز زيستي و مشترک بشزي است ، اما رعايت آداب غذا خوردن و حلال و حرام دانستن نوع خاصي از غذا ، شکرگذاري بعداز صرف غذا و مانند آنها الگوهاي کنشي غذا خوردن است .

الگوهاي بيروني کنش به دودسته عرفي و رسمي و قراردادي وحقوق قابل تقسيم است : در قلمرو کنش اجتماعي همگوني هاي واقعي مشخصي يافت مي شود . به عبارت ديگر سير هاي رفتاري معيني وجود دارد که با معناي نوعي همانندي توسط افراد تکرار مي شود و يا بطور همزمان در ميان تعدادي از آنها بروز مي کند . الگوهاي عرفي کنش همگوني در جهت گيري هاي کنش اجتماعي است که در ميان گروهي از افراد برحسب عادت عملي استوار است . و اين عادات پايدار و دير پا مي باشد .ولي به طور بيروني تضمين نشده است که فرد کنش خود را با آن منطبق سازد .هيچکس ملزم به رعايت رسم نيست ولي ثبات رسم براين واقعيت مبتني است که اگر کسي رفتارش را با آن منطبق نکند در معرض ناملايمات کوچک وبزرگ قرار مي گيرد. ثبات هرنوع رفتاري برحسب نفع شخصي ، مبتني بر اين واقعيت است که کسي که منافع ديگران را به حساب نمي آورد ، دشمني و خصومت آنان را بر مي انگيزد و نيز ممکن است به نتايجي متفاوت با آنچه که در نظر داشته است برسد و در نتيجه احتمال لطمه زدن به منافعش را پديد آورد .

در مقابل الگوهاي قراردادي يا حقوقي کنش ، الزام آورو معتبربوده و به طور بيروني اجراي آن تضمين مي شود و با مخالفت واجباربيروني همراه است و تخطي از آن در هر جامعه اي تابع حقوق جزاي آن جامعه است.قواعد قراردادي کنش اعتبارش رااز بيرون و توسط اين احتمال تضمين مي کند که انحراف از آن در درون يک گروه اجتماعي قابل تعيين بوده و بامخالفتب نسبتاًعمومي که اهميت محسوسي دارد، روبروخواهد شد ( وبر، 1371: 93) . اين نوع الگوها ، منشاء اقتدار مشروع بوده و افراد کنش اجتماعي شان را به سمت تصور شان از وجود اقتدار مشروع جهت گيري مي نمايند.چنين اقتداري زماني اعتبار کسب مي کند که جهت گيري کنش به سمت آن با اين شناخت همراه است که آن الگو ها براي فرد تعهد آفرين است .

انواع الگوهاي عرفي کنش اجتماعي

گفتيم که عرف قواعد يا همگوني هايي در کنش است که به تدريج برحسب تکرار و عادت عملي بدون ضمانت اجرايي حقوقي در بين کثيري از افراد مردم به صورت رويه متداول وجود دارد . در قلمرو کنش انساني مهمترين اين همگوني ها عبارتند از : 

1- سنت هاي اجتماعي : الگوهاي کنشي هستند که هميشه وجود داشته و اعتبار آنها غير قابل ترديد است زيرا با قداست همراهند.مانند سنت عيد قربان يا سنت حج در جوامع اسلامي .

2- رسوم اخلاقي : معمولاً کنش هاي اجباري يک جامعه راتشکيل مي دهند . الگوهاي مهم و بنيادي هستند که اشخاص در وضعيت هاي اجتماعي خود را ملزم به رعايت و همنوايي با آن مي دانند .ميزان فشار اجتماعي براي کساني که رسوم اخلاقي را نقض کنند ،  بيشتر است . به همبن جهت اغلب افراد منافع و مصلحت شخصي خود را با آن تطبيق مي دهند .

هر کنش هر فردي تحت کنترل رسوم اخلاقي است . پيش از آنکه بتواند بطور استدلالي با آنها برخورد کند ،با آنها بزرگ مي شود اصولاً تفکر شکل گرفته در قالب رسوم اخلاقي بيان مي شود .رسوم اخلاقي خود مسئله اي نيست ، بلکه پاسخگوي مسايل زندگي است و گويي پاسخ نهايي و تغيير ناپذيري است که به صورت حقيقت ارايه مي شود . سامنر معتقد است که رسوم اخلاقي ، بيش از هر باز انديشي ، نظم دهنده رفتار سياسي ، اجتماعي و مذهبي فرد است . و انديشه آگاه بدترين دشمن رسوم اخلاقي است . زيرا رسوم اخلاقي بدون دخالت انديشه و تعمق پذيرش و رواج عمومي مي يابد ( کوزر و روزنبرگ : 112) .

3- رسوم اجتماعي:رسم عادات اجتماعي در يک گروه است عادت از تکرار و تثبيت رفتار پديد مي آيد . رسوم رفتار هاي جمعي هستند که علي رغم ناکامي ها تجديد و تکرر مي شوند ( بيرو،1375: 79) . مانند مراسم عروسي که در آن قاعده بر اين است که مرد به خواستگاري زن برود نه برعکس .

4- آداب اجتماعي : برخي رسوم اجتماعي براي خوشايند ديگران صورت مي گيرد که به آن آداب اجتماعي گفته مي شود مانند آداب غذا خوردن .

5- مناسک وشعاير اجتماعي : برخي رسوم اجتماعي داراي قداست و اهميت فراوان بوده است که مناسک اجتماعي نام دارد مانند مناسک مراسم عاشوراي حسيني.

6- شيوه هاي قومي : الگوهاي کنشي هستند که عموم مردم آنها را رعايت مي کنند اما التزام و مجازات انشي از انحراف از آن ها به شدت رسومات ا خلاقي و اجتماعي نيست . اين الگو ها صرفاً مطلوب ارزيابي مي شوند ، بدون آنکه داراي ضمانت اجرايي باشند . مانند برگذاري مجلس ترحيم در روز سوم يا چهلم در فوت شخصي يا هديه دادن به مناسبت هايي چون ازدواج و خريد خانه و تولد .

الگوهاي قراردادي وحقوقي کنش اجتماعي:

«حقوق‏» يكى از پديده‏هاى اجتماعى است كه بدون در نظر گرفتن اجتماع و عوامل فعال در آن نمى‏توان آن را مورد بررسى و دقت جامعه‏شناسانه قرار داد; زيرا حقوق از درون اجتماع و ارزش‏هاى موجود در آن سرچشمه مى‏گيرد. هانرى لوى برول در اين‏باره معتقد است: «حقوق اجتماعى‏ترين امر اجتماعى است و بيش از مذهب و زبان و هنر، سرشت نهانى گروه‏هاى اجتماعى را نشان مى‏دهد». ( لوي برول،1358: 45) .

علاوه بر اين، حقوق بيش از هر موضوع اجتماعى ديگرى معرف كليه پديده‏هاى روان‏شناسى اجتماع است. چنانچه ژان ره Joun. Ray در اين باره مى‏گويد: «حقوق نظام ارزش‏هاست; ارزش‏هايى كه آرمانى و ايده‏آل شناخته شده‏اند. » اين نكته حتى در تعريف «حقوق‏» توسط دوپريل ) Dupreel آمده است; آن‏جا كه آن را به «ارزش مشترك و عمومى جمعى از عقايد» تعريف مى‏كند( همان : 46).

در بيش‏تر كشورها، حتى بين پيروان مكاتبى كه مبناى حقوق را وجدان عمومى و وقايع اجتماعى يا تحولات تاريخى و شرايط اقتصادى و عرف و عادات و هم‏فكرى اسلاف و غير مرتبط با مسائل نفسانى و اخلاقى و امور مذهبى مى‏دانند، افراد زيادى هستند كه خود را در بعضى موارد، از عمل به قيود مذهبى ناگزير مى‏بينند; زيرا برخى از مسائل دينى با رسوم و معتقداتشان چنان عجين و ممزوج گشته كه تفكيك آن‏ها تقريبا غيرممكن است; مثلا، در ايران مسائل مربوط به ازدواج، طلاق، عده وفات، طبقات ارث، درجات ارث بران، محرمات نكاح، ولايت قهرى، حضانت اولاد و امثال آن‏ها در اثر عقايد مذهبى، طى قرون متمادى، در فرهنگ و تمدن و خوى و خون و ايمان مردم چنان ريشه دوانده است كه كوچك‏ترين تغيير و دگرگونى در آن‏ها باعث مخالفت مى‏شود. پس قانونگذار بايد در هر زمان و مكان، از معتقدات ريشه‏دار مردم غافل نماند و توجه به اين مسائل را از شرايط لازم قانون‏گذارى بشمارد، حتى زمانى كه در ايران حقوق از دين جدا شد، ماده 1059 قانون مدنى (عدم جواز نكاح مسلمه با غير مسلم) و ماده 1192 همان قانون (ولى مسلم نمى‏تواند براى مولى عليه خود وصى غير مسلم معين كند) به اعتبار خود باقى ماند.

به نظر دورکيم، در جوامع ابتدايى، كه هنوز تقسيم كار در آن‏ها به وجود نيامده بود، هم‏بستگى و تعاون افراد مبتنى بر تشابه و تجانس و سنخيت‏بوده و پس از آن‏كه به تدريج، افراد از لحاظ اجتماعى داراى وظايف خاصى شده‏اند و تقسيم كار به وجود آمده هم‏بستگى و تعاون آن‏ها مبتنى بر عدم شباهت و سنخيت گشته و بدين نحو، طبقات اجتماعى و هيات دولت‏به وجود آمده است. در اين سير تكامل، كه از هم‏بستگى ماشينى و مكانيكى شروع شده و به طرف هم‏بستگى و تعاون آلى و اندام وار - كه مخصوص جوامع ابتدايى است - پيش‏رفته، منشا حقوق جزا و تعاون اندام‏وار، كه حقوق خانواده وتجارت و حقوق اساسى از آن ناشى مى‏شود، مخصوص جوامع تحول يافته است.

بدين‏روى، دوركيم در رابطه با اين دو نوع تعاون، قايل به دو نوع حقوق و ضمانت اجراهاى متناسب با آن‏ها بود و مى‏گفت: ضمانت اجراهاى قواعد حقوقى دسته اول جزايى و ضمانت اجراهاى قواعد دسته دوم تداركى است( خليلي، 1373: 24) .

جزاى تنبيهى و ترميمى: دوركيم درباره انواع متفاوت حقوق معتقد است‏براى اين‏كه به شيوه علمى اجرا شود، بايد خصلت‏هايى را در نظر بگيريم كه هم از لحاظ پديده‏هاى حقوقى اساسى باشد و هم به تبع تغييرات آن پديده‏ها، تغيير كند.

توضيح‏آن‏كه هردستور حقوقى تعريفى دارد: «دستور حقوقى عبارت است از قاعده رفتارى معينى كه تخلف از آن مجازات دارد. »

از سوى ديگر، درجه مجازات‏ها نيز بسته به تخلفات و مقام آن‏ها، در وجدان عمومى و نقششان در جامعه فرق دارد. از اين‏رو، بايد مجازات‏ها را در طبقه‏بندى علوم مدنظر داشت. اين مجازات‏ها بر دو نوع است:

يك نوع آن‏ها فقط عبارت است از تحميل نوعى درد يا دست‏كم نوعى كاستى بر عامل تخلف. هدف از اين نوع مجازات‏ها آسيب رساندن به متخلف از لحاظ ثروت، خوش‏بختى، حيات يا آزادى اوست; هدف آن است كه وى چيزى را كه در اختيار دارد از دست‏بدهد و از آن محروم شود. اين مجازات‏ها را «تنبيهى‏» مى‏نامند و حقوق جزايى به اين مسائل مى‏پردازد.

اما نوع ديگر مجازات‏ها الزاما دربردارنده محروميتى براى‏متخلف نيست، بلكه عبارت است از ترميم دوباره امور، برگرداندن محدود روابط به هم خورده و بازآوردنشان به حالت عادى تا به طريقى آنچه مورد تخلف قرار گرفته است دوباره به حالت عادى برگردد. اين نوع مجازات‏ها را «ترميمى‏» مى‏نامند.

نوع نخست دربردارنده تمامى قلمرو حقوق جزايى است و دومى دربرگيرنده حقوق مدنى، تجارى، تشريفاتى يا آيينى، ادارى و اساسى، منهاى برخى از قواعد جزايى موجود در آن‏ها( دورکيم ،1369: 81) .

مهمترين الگوهاي حقوقي در جوامعه امروزي عبارتند از :

1- قوانين اجتماعي:الگوهاي وقواعدي براي عمل است که جامعه با خواست يا آگاهي ايجاد و تثبيت مي کند و براي کجروي از آن کيفر پيش بيني مي نمايد . قوانيني که در مجالس قانون گذاري وضع مي شوند ، از اين جمله اند .

2- مقررات اجتماعي : الگو هاي کنشي گروهي معيين شده هستند که با خواست و آگاهي بوجود مي آيد ولي داراي کليت و شموليت و عموميت و اهميت قانون اجتماعي نيست .مانند مقرراتي که در ادارات دولتي بر روند فعاليت کارمندان حاکم است .

ب) الگوهاي دروني کنش اجتماعي :

تا اينجا ما از الگو به عنوان صورت کنشي که از کنش هاي مکرر جمع کثيري از اشخاص در جامعه ساخته مي شود ، صحبت کرديم . اما الگوها وقواعد کنش تنها مربوط به صورت و ظاهر آنها نيست ، بلکه به عنوان سر مشق براي ساختن کنش اجتماعي نيز بکار مي روند . اشخاص تنها به شيوه مشابهي عمل نمي کنند بلکه به شيوه هاي مشابهي نيز فکر مي کنند و احساس مي کنند. درست است که تفکر و احساس به عنوان فرايند هاي رواني از موضوعات مورد بررسي در روان شناسي است ، ولي جامعه شناسان نيز به بررسي تاثير شرايط اجتماعي در شکل گيري آن علاقه مند هستند . شيوه هاي مشترک فکرکردن ، باورکردن و احساس کردن شامل اصول اعتقادي ، ارزش هاي اشخاص هستند .اين شيوه ها ي تکراري و همشکل قابل مشاهده مستقيم نيستند ، بلکه از خلال بروز کنش افراد استنباط و دريافت مي شود .به اين شيوه ها ، الگوهاي فرهنگي نيز مي گويند ( نيک گهر ، 1369: 174) . مهمترين اين الگو ها عبارتند از :

1- عقايد و باور ها :

جامعه شناسان باورها را در معنايي خاص و در جهت مشخص ساختن مجموع تصورات جمعي بکار مي برند که در جامعه اي معين بدون آنکه مورد سنجش قرار گرفته باشند و يا آنکه افراد با اتکاء به خرد خويش آنان را پذيرفته باشتد ، به عنوان امور حقيقي قبول کرده اند ، تعريف مي نمايند ( بيرو،1375 : 31) .

البته عقائد و باورها، اگر ناظر به وجود اجتماعي باشند، در اين صورت به عنصري فرهنگي تبديل شده و همچون پديده اي اجتماعي هويتي جمعي پيدا مي‏كنند، يعني پذيرش همگاني در هويت آن مدخليت دارد. منتهي جهت متمايز بودن باورهاي اجتماعي از ديگر اجزاء فرهنگ، مثل آداب و رسوم كه در آنها پذيرش جمعي هم نهفته است، قيدي به آن افزوده مي‏شود كه به تعبير «آلن بيرو»، باورها آن دسته از انديشه‏هاي ديني يا ايدئولوژيك هستند كه در حيات و رفتار جمعي تأثير مي‏گذارند.

  دورکيم در کتاب صورابتدايي حيات ديني مدعي است که:  عقايد دينى واقعى هميشه براى يك گروه معين مشتركند; گروهى كه اعلام وفادارى اعضا نسبت‏به اين عقايد و انجام آيين‏هاى مربوط به آن‏ها مى‏كنند. آن عقايد صرفا به صورت انفرادى توسط كليه اعضاى اين گروه به دست نمى‏آيد، بلكه اين عقايد چيزهايى‏اند كه به گروه تعلق دارند و موجب وحدت گروه مي شوند. افرادى كه اين گروه را تشكيل داده‏اند خود احساس مى‏كنند كه با يكديگر وحدت يافته‏اند; زيرا آن‏ها احساس مى‏كنند كه داراى يك ايمان مشترك هستند. اجتماعى كه نگرش يكسان اعضاى آن نسبت‏به جهان مقدس و رابطه آن با جهان غيرمقدس و نيز تجلى عقايد مشترك آن‏ها در اعمال مشتركشان موجب اتحاد آن‏ها شده است .     

باور های ديني مدعی ارائه برداشت صحيحي از تجربه مستقيمي درباره ساختار غائي عالم، مرکز تمرکز نيروي محرک جهان هستند که به شيوه اي فوق طبيعي ادراک شده اند. شخص مومن کيفيتی مقدس برای اين مفاهيم، قائل ميشود. و رفتارهای ويژه اي را در برابر آن ها انجام ميدهد.

واژه عقايد در جامعه اسلامي ناظر به انديشه‏هاي بنيادين اسلام در باره توحيد، نبوت و معاد است. هر چند اين عقائد در جامعه حضور دارند، ولي منشأ و خواستگاه آنها به دين و رسالت پيامبر خدا بر مي‏گردد، نه به جامعه، لذا هويت اين عقائد با خرافات، بدعت و عقائد تحريف شدة بسياري از جوامع مغرب زمين متفاوت است. همچنين هر عقيده و باور اجتماعي به عقائد تعبير نمي‏شود، هر چند در حيات و رفتار اجتماعي مؤثر باشد.

اين اصطلاح صرفاً نشان دهنده اصول بنياديني از هستي، خدا و انسان بوده كه قابل تعقل و استدلال عقلي است و در حوزه دين (اسلام) وجود دارد، لكن اين اصول به تناسب ايمان افراد، در زندگي فردي و اجتماعي آنها تأثير گذاشته و مطلوبيت بسياري از كنش‏هاي انساني را توجيه مي‏نمايد.

2- تصور قالبي ( stereotypes ) :

تصور قالبي هرنوع نگرش يکجانبه ؛ مبالغه آميز ، پيش داورانه و آميخته با تعصب در مورد يک گروه است . اين تصورات در برابر تغيير يا تصحيح ، مقاومند . در مقابل شواهدي که ممکن است آنها را باطل و بي اثر کند ، سماجت به خرج نشان مي دهند ( آبرکرامبي : 376) .

والتر ليپمن مي گويد که انسان به سائقه صرفه جويي در فکر کردن ؛ تصور کليشه اي را ابداع کرده است تا مجبور نباشد در هر وضعيتي بينديشد و تنها به اعتبار نگرش قالبي اش واکنش نشان مي دهد .

3- ارزش ها :

آلن بيرو در فرهنگ علوم اجتما عي (1966) مي نويسد : ارزش (valeur) ميزان توانايي يك شي (چند انديشه يا شخص ) در ار ضاي  يك ميل ، يك نياز و يا يك تمناي انسان است . پس اساس ارزش را بايد در انديشه انساني جستجو كرد كه نقع ارزش يك شي را مورد ارزيابي قرار مي دهد.نهايتا انديشيدن در باب ارزش را آن چيز ي دانسته اند كه يك فرد خوب يا بد تلقي مي كند.راكيج ارزش را عقيده پايداري مي داند كه شيوه خاصي از رفتار را به شيوه مخالف يا متضاد آن تر جيح مي دهد(رفيع پور1376 :163)

ماكس وبر مي گويد : زندگاني بشري از يك رشته انتخاب ها كه آدميان از طريق آنها نظامي از ارزشها را به پا مي كنند، ساخته شده است ، بنابراين از نظر وي ذات ارزش عبارتست از انتخاب آزادانه و تصديق‌آزادانه.وبر معتقد است كه ارزشهاي گو ناگون در اجتماعات بشري شكل گرفته اند ،چون اجتماعات از همه مجزا هستند ، ارزش ها نيز ، با يگديگر تعارض پيدا مي كنند ودر يك جامعة معيارهاي مختلف وجود دارد كه ممكن است تحقق يكي از اينها ( ارزشها ) با ديگري منافات داشته باشد (مثلا ممكن است در جامعه اي تحقق بر خي ارزشهاي اخلاقي مغاير با تحقق ارزشهاي سياسي باشد ) هر يك از ما مجبوريم ، ارزشهاي خودرا از بين ارزشهاي ناسازگار با هم بر گزينيم.

 

علم تدبیر منزل

همانگونه که می دانید تدبیر منزل تنها یک ششم حکمت است. بدین معنا که اگر شما تدبیر منزل نداشته باشید، یک ششم حکمت را ندارید و به یک معنا حکمت ندارید. چرا که حکمت، امری است کلی و کسی نمی تواند ادعا کند که بنده قسمتی از حکمت را دارم و قسمت دیگری از حکمت را ندارم. به عنوان مثال، اخلاق را دارم ولی تدبیر منزل ندارم، یا تدبیر منزل را دارم ولیکن سیاست را ندارم.
حکمت مانند فضیلت، یک کل است. چراکه حکما معتقدند فضیلت به اجزایی تقسیم نمی شود که شما بگویید بنده بخشی از فضیلت را دارم و بخش دیگر را ندارم. بنابراین، تدبیر منزل جزئی از حکمت و جزئی از دانشی است که برای حکمت نظری و عملی، اساسی است. متأسفانه آنگونه که شایسته است به تدبیر منزل نپرداخته ایم و در واقع از آن بسیار غفلت کرده ایم. در حالیکه قدما توجه شایانی به آن داشته اند. در طول تاریخ، حکمای شرق و غرب اهمیت خاصی برای تدبیر منزل قائل بوده اند. می توان گفت در ایران باستان بیش از یونان باستان به این مبحث توجه داشته اند. اگرچه باید متذکر شد تدبیر منزل ترجمه ی کلمه ای یونانی است به معنای « ناموس (قانون) خانه».
باید به ذکر این نکته ی ظریف پرداخت که تدبیر منزل، مقامی والاتر از علم اخلاق دارد. امروزه اعتقاد اکثریت بر این است که علم اخلاق در طبقه بندی علوم بالاترین مقام را داراست. البته این طبقه بندی، از افلاطون الهی شروع شده است.
فلسفه ی نظری به سه بخش علم اعلی، علم اوسط، و علم لدنی تقسیم می شود. علم اوسط، همان علم ریاضی می باشد.
از منظر افلاطون، ریاضی نه به معنای ارسطویی، بلکه به معنای افلاطونی کلمه، بالاتر از علم طبیعی است. چرا که علم لدنی (علم طبیعی) تابع علم ریاضی است. همانگونه که علم امروز این مسأله را ثابت کرده است. چنانکه علم اعلی بالاترین است. بنابراین، ترتّب آنها بر آن اصلی که ما فکر می کنیم است. بدین معنا که اخلاق حقیقی بدون خانواده و خانواده بدون تدبیر مدن و سیاست مُدُن امکان ندارد.
حکمای غرب از جمله افلاطون و ارسطو و نیز حکمای اسلامی، به مبحث تدبیر منزل توجه ویژه ای داشته اند. باید دانست انسان فرزانه کسی است که در حکمت عملی چه در تدبیر مدن و چه در تدبیر خانواده بصیرت کامل ، فرزانگی و دانش دارد.
در شرق، ایران باستان، هند و چین، مباحث بسیاری در این خصوص مطرح شده است. بنده در ابتدا از کنفوسیوس به عنوان نمونه ای از عالم شرق سخن گفته و سپس مختصری درباره ایران باستان و یونان و سپس عالم اسلام سخن می گویم و در انتها به ملاصدرا که محور اصلی سخنرانی مرا تشکیل می دهد، می پردازم.
از منظر کنفوسیوس، ماهیت روابط انسانی، متشکل از پنج رابطه است که برای اصلاح خانواده و جامعه لازم می نماید. لذا آنگونه که شایسته است باید رعایت شوند: رابطه ی فرمانروا و رعیت، رابطه ی پدر و پسر(فرزند)، رابطه ی برادر و خواهر، رابطه ی زن و شوهر، رابطه ی متقابل دوست با دوست.
بنابراین در چین بحث های بسیاری درباره ی روابط متقابل افراد در نقش های مختلف با یکدیگر شده است و در این خصوص کتب فراوانی تألیف یافته است. در میان فضائل، قلب انسانی و ترحم داشتن، بیشترین اهمیت را داشته است، به گونه ای که تمام فضائل در آن خلاصه می شود و اساس آن این جمله است: «با دیگران چنان رفتار کن که می خواهی با تو رفتار کنند.» در غالب پنج رابطه ی ذکر شده، اصل فضیلت، جاری و ساری است و مثلاً در رابطه ی پدر و فرزند، کنفسیوس می گوید با پدر چنان رفتار کن که می خواهی پسرت با تو رفتار کند.
نسبت پدر و پسر، نسبت محبت است. نسبت فرمانروا و رعیت، نسبت انصاف و عدالت است. نسبت زن و شوهر، تمایز وظیفه است. متأسفانه امروزه وظایف زن و شوهر کاملاً مورد غفلت قرار گرفته و مسأله ی فمینیسم، شدیداً به آن دامن می زند. اساس فمینیسم اختلاط نقش هاست و آن همان چیزی است که در احادیث در خصوص آخرالزمان آمده است. زنها نقش مردان و مردان نقش زنان را بازی می کنند. در حالیکه ما باید آگاه باشیم هر یک از زن و مرد، وظیفه ای الهی دارند. در دین کنفوسیوس نیز بر جدا شدن وظایف هر کدام تاکید فراوان صورت گرفته است.
نسبت پیر و جوان، نزاکت و وقار است. نسبت بین دوستان، اعتماد متقابل است. و یکی از اصول مهم دین کنفوسیوس، اصل «اصلاح نامها» است. چنانکه گفته اند کمال اول و کمال ثانی، بسیار مهم است. این اصل بدین معناست که انسانی که وظایفی بر عهده ی او گذاشته شده است و اسمی دارد؛ با هر اسم و عنوان باید علم به معنا و کمال آن اسم داشته و به آن آنگونه که شایسته و بایسته است عمل کند. لذا تنها راه اصلاح جامعه در خانواده و غیر آن از منظر دین کنفوسیوس، همین اصل می باشد. کنفوسیوس معتقد است اگر این اصل رعایت شود فرد، خانواده و جامعه همگی اصلاح می شوند. بدین معنا هر فرد جامعه باید بداند اسم او، مسمای آن، حقیقت و کمال آن در چیست و در مسیر کمال آن اسم قدم بردارد و مطابق همان رفتار کند. لذا وزیر باید دقیقاً بداند وزارت به چه معناست. پدر موظف است بداند نقش پدر بودن چه حقوق و تکالیفی برای او بوجود آورده است و نیز فرزند باید سرشار از محبت و احترام به والدین باشد. همانگونه که پدر باید رئوف و شفیق باشد. برادر مهتر باید مهربان باشد همانگونه که برادر کوچکتر باید رفتاری احترام آمیز نسبت به او داشته باشد. شوهر نسبت به زن باید با انصاف باشد همانگونه که زن باید مطیع باشد. پیران نسبت به جوانان باید با لطف باشند و.... فرمانروایان خیرخواه و وزیران وفادار باشند.
لذا دین کنفوسیوس از دو هزار و ششصد سال پیش همچنان محکم و استوار باقی مانده است و با تأکید بر نظام خانواده علی رغم وجود سیستم کمونیستی پایه های حکمت عملی را محکم کرده است.
در خصوص ایران باستان، احترام در خانواده کاملا محسوس بوده و باید اذعان داشت در مسائل خانوادگی، ایرانیان در میان یونانیان نیز زبانزد خاص و عام بوده اند. برای مثال بر خلاف آنچه که ارسطو گفته است، هرودوت و دیگران این مسأله را نقل کرده اند. چه آنکه ارسطو ایرانیان را بربر می دانسته است. درحالیکه هرودوت نظام خانواده ی ایرانی را بسیار ستوده است. یکی از دلایل این تحسین، مسئله تحقیر زن و هم رتبه ی بردگان دانستن او در یونان باستان بوده است.


رساله ای منسوب به ارسطو در تدبیر منزل وجود دارد. ولی باید توجه داشت که این رساله در مکتب ارسطو نوشته شده است و به احتمال زیاد تالیف ارسطو نیست. لیکن، جدای از این رساله مبحث تدبیر منزل در کتب او فراوان مشاهده می شود. بنده تنها به یکی از این کتابها اشاره می کنم. فصل اول و هشتم کتاب سیاست ارسطو، به تدبیر منزل پرداخته است. از منظر ارسطو، در خانواده سه رابطه مدنظر است. در ابتدا، رابطه ی خدایگان و برده (بنده) وجود دارد. در این معنا، ارسطو رابطه ی خواجه و برده را بر دیگر روابط مقدم می داند. چنانچه می خوانیم وی نظام برده داری را امری مسلم و واجب می داند. و این یک نقص بزرگ فلسفه ی ارسطویی است. رابطه ی دوم، رابطه ی همسری است. و رابطه ی سوم رابطه ی پدری و فرزندی است. مسأله ای که در تدبیر منزل باید به آن توجه داشت فن بدست آوردن مال است. به نظر ارسطو، سروری و بندگی یک امر طبیعی است، مانند نظام کاست سیستم هندی ها. بدین معنا که بعضی باید خواجه باشند و بعضی بنده. دانش ویژه ی بندگان اینست که کارهای مختلف منزل را یاد بگیرند و انجام دهند و دانش ویژه ی سروران و خواجگان عبارتست از فن چگونگی به کار گماشتن بندگان. وظیفه ی خدایگان نه بدست آوردن بردگان که به کار گماشتن بندگان است. خدایگان باید بداند که چگونه فرمان دهد و بنده باید بداند که چگونه فرمان برد. لازم است عده ای کار نکنند تا بتوانند به کارهای دیگر بپردازند. مثلاً ارسطو برده داری را با حکمت ربط داده است و معتقد است کسانی که بتوانند کار نکنند به این شرط که بتوانند پیشگامانی را بگمارند تا وظیفه ی اجیر کردن و به کار گماشتن بندگان و بردگان را به عهده گیرند، می توانند به سیاست و حکمت بپردازند. چرا که حکمت را ناشی از فراغ می داند و بردگان این فراغت را فراهم می کنند. از نظر ارسطو فن بدست آوردن برده، شاخه ای از فنون جنگی یا فن شکار است. و در نهایت، بنده جزئی از دارایی های خدایگان است.
ارسطو، بحث هایی در خصوص چگونگی مال درآوردن برای خانواده دارد. وی همچنین در مورد نسبت بین زن و شوهر، نسبت بین پدر و فرزند بحث هایی داشته است. فصل هفتم و هشتم درباره ی زناشویی، شرایط زناشویی و سن این امر است. وی معتقد است بهترین سن برای زناشویی برای زن هجده سال و برای مرد سی و هفت سال می باشد. نحوه ی پرورش کودک تا پنج سالگی و از پنج سالگی به بعد، دانشهایی که باید به کودکان آموخت، بحث درباره موسیقی و تأثیر آن در کودکان، بازی و نقش آن در تربیت کودک مباحث دیگری است که ارسطو در این فصول به آنها پرداخته است.
در قرن دوم میلادی کتابی با عنوان تدبیر منزل توسط بروسون تألیف یافته که فلاسفه اسلامی از جمله عامری و صاحب تهذیب الاخلاق در بحث تدبیر منزل از آن نام برده اند.
ابوعلی مسکویه در تهذیب الاخلاق، درباره تربیت جوانان و کودکان، از کتاب تدبیر منزل بروسون استفاده کرده است. رساله ی پنجاه و هفتم کتاب جامع العلوم فخرالدین رازی و پنج فصل از کتاب اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی به بحث تدبیر منزل اختصاص داده شده است. نیز قطب الدین شیرازی در دره التاج، شمس الدین محمد شهرزوری در کتاب شجره الهیه و دیگر فلاسفه در این خصوص بحث های التقاطی فراوانی داشته اند. بدین معنا که کم و بیش همان بحث های ارسطو و یا بروسون را مطرح می کنند و لذا به معنای دقیق کلمه اسلامی نیست. اساس بحث های آنان همان حرفهای فلاسفه ی یونانی است و کمتر می توان سخن جدیدی را در میان کتابهایشان یافت کرد.


لذا کتابهایی که پیش از ملاصدرا در این مورد نوشته شده است، التقاطی است. بدین معنا که به راحتی می توان متوجه شد که جملات و یا الفاظی که در این بحث ها استفاده شده، مأخوذ است. لیکن بحث های ملاصدرا التقاطی نیست چه اینکه روشمند است. به عبارت دیگر از آنجائی که فلسفه، روش است، کسی که مشایی است، مسلماً می تواند با مشرب مشاییون پیش رود. چرا که هر فیلسوف با روش خاص خود پیش می رود و روش، عنصر تعیین کننده ی سخنان آن فیلسوف است. به عنوان مثال، در زمان حاضر می توانیم به مشرب حکمت متعالیه، کتابهایی در موضوعات اخلاق، تدبیر منزل و...بنویسیم.
چنانکه پیروان ارسطو به همین طریق کتابهایی نوشته اند و به احترام ارسطو این کتب را به او نسبت داده اند. چراکه تألیف آن کتب بر محور روش ارسطو بوده است. همانگونه که عرض کردم فلسفه، روش است و کسی که به مکتبی تعلق دارد آن روش خاص را فرا می گیرد و به کار می برد. لذا اگر ما روش حکمت متعالیه را درست و صحیح درک کنیم می توانیم کتابهای فراوانی تألیف کنیم. بنده سال پیش در بحث سیاست سخنرانی ایراد و در آن سخنرانی به مسأله ای اشاره نمودم که هنوز پس از گذشت یکسال همچنان به آن پایدار و استوار معتقدم و آن سخن، این که فارابی در بخش سیاست مدن، آن را در یک صفحه نقل می کند. ولیکن آنرا کافی به مقصود خود نمی داند. نظر او فهمیدن دین به عنوان حکمت از راه حکمت متعالیه است. در روش حکمت متعالیه حکمت وحدت دارد و دوگانگی وحدت وجود ندارد.
حکمت اگرچه مراتب و انواع دارد ولیکن تنها اشتراک لفظی نیست. در گذشته حکمت و فلسفه مرزهای جدایی نداشتند ولی امروزه حکمت و فلسفه از یکدیگر جدا هستند. چرا که فلسفه ی جدید را حقیقتاً نمی توان حکمت نامید. به عقیده فارابی حکمت همراه با دین است و دین، مبنای حکمت است. لیکن، چگونه می توان دین را به عنوان حکمت دانست؟ انتقادی که بر اکثر علمای دین وارد می شود آنست که دین را به عنوان حکمت نمی دانند.
در صورتی که دین، حکمی و بر مبنای حکمت متعالیه و نه از راههای دیگر مانند کلامی و یا غیر کلامی، فهمیده شود قطعا موجب هدایت مردم است. لذا ما می توانیم از دیدگاه حکمت الهی شریعت را مورد بحث قرار دهیم و درباره سیاست مدن و تدبیر منزل پیامبر که اسوه هستند سخن بگوییم. چرا که پیامبر اسوه ای حسنه هستند و می توان در بحث های عملی از ایشان به نیکی استفاده کرد. در قرآن، نه تنها از پیامبر به عنوان اسوه ی حسنه یاد شده بلکه از اصطلاح "اهل بیت" نیز یاد شده است. آیه شریفه ی « و یُریدُ الله اَنْ یُذْهِبَ عنکم الرجس اهل البیت و یُطَهَرکم تطهیراً» از عبارت اهل بیت استفاده کرده است.
لذا اهل بیت و معصومین و خانواده ی مطهر حضرت رسول و ائمه ی اطهار به عنوان نمونه و اسوه در کتاب قرآن یاد شده اند. لیکن باید فهم علمی از آنان داشت. ملاصدرا کسی است که آیات قرآن، احادیث نبوی و سنت معصومین را حکیمانه بیان می کند بی آنکه بحث التقاطی داشته باشد. در عین حال به فلاسفه نظر دارد. چرا که حکمت متعالیه، حکمتی است جامع و هر سخنی در این حکمت در ظرف حکمت متعالیه است و می تواند بحثی را نقد و بررسی کند. لیکن حکمت متعالیه که بالاترین حکمت است و از دیگر سوی، اساس دین بر مبنای حکمت است را باید فهم کند.
آیه ی شریفه ای که می فرماید: «و یُعَلّمُهم الکتابَ‌ و الحکمه» بدین معناست که آن حکمتی که پیامبر تعلیم داد در تدبیر منزل، سیاست، اخلاق، خداشناسی و جهان شناسی نیز بوده است. این حکمت کجاست و چطور می توان این حکمت را فهمید؟ در منظر ملاصدرا، تنها راه مطمئن برای فهم حکمت مطلق و تمام حکمتهای مقید، حکمت متعالیه است. و اشکالی را که بر دیگر فلاسفه می گیرد اینست که از طریق حکمت به فهم وحی نپرداخته اند و تنها به ظاهر الفاظ توجه کرده اند. بنابراین، عالی ترین نوع حکمت، حکمت متعالیه است. حکمت های مختلف مباین نیستند. عده ای هرچند معتقدند باید حکمت های مختلف را جدا کرد، در حالیکه هیچ دلیلی بر این مساله وجود ندارد چه آنکه حکمت یک نوع است و اگر شخصی حکیم باشد می تواند بحثی را که در هر مقامی مطرح است به خوبی بفهمد و درک کند. «الحکمهُ ضالهُ‌المومن» نیز ‌به همین معناست. بالاخص آنکه امت ما، امت وسط است و باید به همه ی امت ها، شهادت دهد؛ و «کذلک جعلناکم امهً وسطاً لتفهیمی شهداء علی الناس». لذا، عالم باید شاهد باشد و نباید شهادت دروغ دهد و افترا ببندد. «و یکون الرسول علیکم شهیداً»؛ ‌شهادت امت ما بر تمام امتها هم در دنیا و هم در آخرت وجود دارد. خداوند فرموده اند: «در روز آخرت، پیامبران را از هر امتی می آوریم و تو شهادت ده به شهادت آنان». لذا نباید حکمت ها را از یکدیگر تفکیک نمود و بدون علم به نفی دیگران پرداخت.
در حکمت متعالیه، نظر و عمل پیوند دارند چرا که حکمت متعالیه حکمتی است تحققی، نه تصوری و تصدیقی. و آن به معنای رسیدن از راه تحقق به حقایق و شهود و مشاهده ی آن و شهادت به آن از طریق دیدن می باشد. لذا، بحث ها تنها جنبه ی نظری ندارند.
راه حکمت متعالیه، اسفار اربعه است. ملاصدرا این راه را از طریق شریعت و نه از راه پیروان ارسطو رفته است.
ملاصدرا معتقد است اشکالات و سدهای فراوانی در راه فهم حکمت متعالیه است و در قسمتهای مختلفی از کتب خود به این مهم پرداخته است. یک بیان او در سوره بقره و ضمن تفسیر سوره بقره می باشد.
وی به پنج کلمه اشاره می کند که در عالم اسلام دچار تحریف شده اند و ما موظف به تصحیح این پنج کلمه هستیم. بنده در اینجا به طور خلاصه این پنج کلمه را نقل می کنم و شما می توانید به تفصیل در صفحات سیصد و پنجاه الی سیصد و هفتاد جلد دوم از تفسیر ملاصدرا این مسأله را مطالعه کنید.
یکی از این پنج کلمه، واژه "فقه" می باشد. از منظر ملاصدرا، در سلف صالح، علم، علم به طریق آخرت، معرفت آفاق نفس، علم به مفاسد اخلاقی، علم به رذائل، تحقیر دنیا، و شهود حقیقت بهشت و علم خشیت الهی است. «انّما یَخْشع الله من عباده العلماء". و تفّقه در خود دین از دین است. در این معنا، فهم حقیقت دین است: «یَتَفَقّهوا فی الدین». و نیز علم انذار و هدایت است: «و لِیُنْذروا قومَهُم إذا رجعوا».
به نظر بنده، حکمت متعالیه، همان تفقّه در دین است. بنابراین، چنانچه در دین تفقّه نماییم، حکمت عملی جایگاه خود را به خوبی پیدا می کند.
اگر دین و فقه را به معنای ظاهری بخوانیم به قساوت قلب منتهی می شود: «لَهم قلوبٌ لایفقهونَ بها». چرا که جای فقه در قلب است. چه آنکه جای اسرار در قلب آدمی است.
دومین مساله، لفظ "علم" می باشد. وی معتقد است در زمان او، واژه علم دچار تحریف شده است. نزد سلف صالح، علم، علم بالله، علم به آیات، افعال حق، خلق، معرفت اسماء‌ و صفات و معرفت نفس بوده است. چنانکه در روایات آمده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»
ملاصدرا به این نکته اشاره دارد که در زمان او، علم، تنها به علم مناظره، علم کلام و امثال آن محدود شده است. مثلاً معروف است که فلان شخص عالم حقیقی است و او عالم فهم است در حالیکه آن عالم از علم حقیقی که حکمت باشد، عاری است و نسبت به حقایق و روایت و وقایع و اسرار آیات و تحلیل آیات، جاهل است.
سومین واژه، "توحید" است. او می گوید که بحث های کلامی درباره توحید، روش مجادله، فنون بحث، کیفیت اسقاط و تفکیک بحث، توان بیشتر در اسقاط مسئله و طرح بحث در تکثیر مسائل و برانگیختن شبهات، رواج یافته است. بنابراین، هرکس بتواند بیشتر شبهه برانگیزد، عالم تر است. در حالیکه عالم حقیقی کسی است که تمام امور عالم را از خدا ببیند: «مَن یری عَن امورِ کُلّها مِن الله». عالم حقیقی کسی است که خدا را در همه جا ببیند: «ما رأیتُ شیاً إلاّ و رَاَیْتُ الله قبلَهُ‌ و مَعَهُ و فیه و بعده، رُویَهً یَقْطَعُ‌ الْتقاطُه عن الرسائل». نتیجه ی توحید، توکل، رضا، تسلیم و عبودیت محض است و ضدّ آن اتباع هوی است و توحید از مقامات صدیقین است. راه حکمت متعالیه راه رسیدن به توحید و یگانگی است. زمانیکه شما به توحید رسیدید، همه مسائل روشن و معلوم می شود. چرا که شما به فطرت و کمال رسیده اید و تمام حقایق را به علم الهی و در افق الهی می بینید.
چهارمین معنایی که از منظر ملاصدرا دچار تحریف شده است، مفهوم «تذکر و ذکر» است. وی می گوید قرآن کتاب تذکر است و به حقایق متذکر می شود. وی معتقد است در زمان او مجالس تذکیر و تذکر، مجالس قصه گویی و شعر شده است. در منظر حکمت متعالیه، حکمت الهی تذکر حقیقی می آورد.
معنای پنجم که دچار تحریف شده است، معنای «حکمت» است. وی معتقد است در زمان او، تحریف معنای حقیقی حکیم، به شدتی است که به فالگیران نیز واژه حکیم اطلاق می شود!
ملاصدرا، حرف های بسیاری در این زمینه دارد. لیکن به دلیل ضیغ وقت، به این مسائل نمی پردازم.
صدرالمتألهین، معتقد است کار عامل الهی، هدایت است: «العلماءُ ورثه الاولیاء». و این وراثت در منظر حکمت متعالیه، انسان را به دید الهی هدایت می کند واِلاّ قرآن به اندازه کاهی کم و کاستی ندارد.
بنابراین در جای جای آثار ملاصدرا به این گونه مسائل اشاره شده است. ممکن است این سوال مطرح شود که اگر جای حکمت در قرآن است چه نیازی به حکمت نظری وجود دارد؟ حکمت نظری برای اینست که این حکمت را برای ما تبیین نماید. و ملاصدرا با کمال قدرت در آثار خود از جمله تفسیر قرآن، شرح اصول کافی و اسفار اربعه به اسرار الآیات پرداخته است. بیان نظری حکمت الهی موجب می شود انسان دید حکمی و الهی پیدا کند. این دید الهی، هدایت است. هدایت الهی جز این نیست که آدمی امور را از آن سمت ببیند. انسانهای غیر حکیم، امور را تنها از این سمت می بینند در حالیکه حکیم الهی، امور عالم را از هر دو سمت می بیند. چرا که هرگز در حکمت الهی این سمت از آن سمت جدا نیست و این دو قابل تفکیک از هم نیستند.
ملاصدرا روش حکمت متعالیه را برای فهم دین به کار می برد. امروزه اگر ما نیز این روش را درست درک کنیم و آنرا در تفسیر قرآن و کلام معصومین به کار بریم، می توانیم مانند ملاصدرا به حقایق دین دست یابیم. چرا که از رطب و یابس در قرآن وجود دارد. کلام معصومین نیز مانند قرآن، ظاهر و بطن دارد و ما نباید تنها به ظاهر اکتفا کنیم و معتقد باشیم که هرگز تأویل پذیر نیستند و در نتیجه تنها به ظاهر الفاظ تعبیر کنیم. لذا باید روش حکمت متعالیه که قرآن و دین را عین حکمت می داند، فهمید چرا که دین را نمی توان حکمی فهمید مگر با دید حکمی.
رو مجرد شو مجرد را بجوی
دیدن هر چیز را شرط است این
تا زمانی که انسان حکیم نشده است، نمی تواند کلام حکمت را بفهمد. اینکه ما به کلام حکمت حکما متشخص می شویم، جز به این دلیل نیست که آن تمرین فهم حکمی است و کلام حکما در جهت کمال الهی است.
نوشتار حاضر متن سخنرانی دکتر غلامحسین اعوانی با عنوان «تدبیر منزل از منظر ملاصدرا» می باشد که ۱ خرداد ۸۷ در بنیاد حکمت اسلامی صدرا ایراد شد.

 

نمونه سوال جامعه 1

ه تعالی                    نمونه ی سوالات کتاب جدیدالتالیف جامعه شناسی  1  پایه دوم رشته ی علوم انسانی

 

طراح سوالات : حبیب زنگباری                       ناحیه چهار تبریز                    سال تحصیلی : 1390 - 1389

فصل اول

 

درس اول :

1-چه تفاوتی بین فعالیت های انسانی با فعالیت موجودات دیگر وجود دارد؟ ( ارزشیابی )

2-کنش انسانی را تعریف کنید. ( دانش )

3-انواع کنش های انسانی را با ذکر نمونه بیان کنید. ( دانش و کاربرد )

4-مهم ترین ویژگی های کنش انسانی کدامند ؟ ( درک و فهم )

5-آیا پیامدهای کنش ،وابسته به اراده و آگاهی انسان ها می باشد ؟ ( ارزشیابی )

6-نتایج و پیامد های کنش انسانی را توضیح دهید. ( درک و فهم )

7-چه تفاوتی بین پیامدهای ارادی و غیرارادی کنش انسانی وجود دارد ؟ ( ارزشیابی )

 

درس دوم :

1-به نظر دانشمندان ، تفاوت علوم مختلف در چیست ؟ ( درک و فهم )

2-علوم انسانی در چه موضوعاتی بحث می کند ؟ ( درک و فهم )

3-علوم انسانی چه تفاوتی با علوم طبیعی دارد ؟ ( ارزشیابی )

4-فلسفه در باره ی چه موضوعی بحث می کند ؟ ( درک و فهم )

5-منظور از قانون علیت چیست ؟ ( درک و فهم )

6-به نظر شما ، فلسفه جز علوم طبیعی است یا علوم انسانی ؟ ( ترکیب )

 

درس سوم :

1-خانواده ها ، رشته های علمی را با چه معیاری مقایسه می کنند ؟ ( تجزیه )

2-آینده ی شغلی را چه عاملی تعیین می کند و چگونه تغییر می یابد ؟ ( درک و فهم )

3-رشته های علمی را برچه اساسی رتبه بندی می کنند ؟ ( تجزیه )

4-موضوع مورد بحث علوم طبیعی چیست ؟ ( درک و فهم )

5-علوم طبیعی ، چه فایده هایی دارد ؟ ( دانش )

6-چرا به علوم طبیعی ، علوم ابزاری نیز گفته می شود ؟ ( ارزشیابی )

7- علوم انسانی چه فایده هایی دارد ؟ ( دانش )

8-چرا به علوم انسانی ، علوم تفهمی و علوم انتقادی نیز گفته می شود ؟ ( ارزشیابی )

9-علوم انسانی ، چه اهمیت و برتری بر علوم طبیعی دارند ؟ ( ارزشیابی )

 

 

درس چهارم :

1-کنش اجتماعی را تعریف کنید . ( دانش )

2-چه رابطه ای بین کنش انسانی و کنش اجتماعی وجود دارد ؟ ( تحلیل )

3-منظو از پدیده های اجتماعی چیست ؟ با ذکر مثال توضیح دهید. ( دانش و کاربرد )

4-نخستین پدیده ی اجتماعی چیست و آثار و پیامدهای آن چه می باشد ؟ ( دانش )

5-عامل اصلی در شکل گیری هنجارها و تحقق ارزش ها چه می باشد ؟ ( تحلیل )

6-چه رابطه ای بین پدیده های مختلف اجتماعی وجود دارد ؟ ( تجزیه )

7-نظام اجتماعی کلان ، چه موقع دارای انسجام ، و چه موقع دستخوش تغییر می شود ؟ ( ارزشیابی )

 

درس پنجم :

1-علوم مختلف از چه جهاتی با هم تمایز دارند ؟ ( تجزیه )

2-علوم اجتماعی را تعریف کنید. ( دانش )

3-موضوع علوم اجتماعی چیست ؟ ( درک و فهم )

4-علوم اجتماعی چه فایده هایی دارد ؟ ( درک و فهم )

5-چرا علوم اجتماعی نسبت به علوم طبیعی ، از پیچیدگی بیش تری برخوردار است ؟ ( ارزشیابی )

6-شاخه های علوم اجتماعی را نام ببرید . ( دانش )

7-هریک از شاخه های مختلف علوم اجتماعی ،( اقتصاد، حقوق ، سیاست ، تاریخ ، باستان شناسی ، مردم شناسی و جامعه شناسی )  در چه زمینه هایی  بحث می کنند ؟ ( درک و فهم )

8-جامعه شناسی را تعریف کنید.( دانش )

9-منظور از جامعه شناسی خرد و کلان چیست ؟ ( تجزیه )

 

درس ششم :

1-ویژگی جامعه شناسی قرن نوزدهم چیست ؟ ( درک و فهم )

2-ویژگی جامعه شناسی پوزیتویسم چیست ؟ ( درک )

3-بنیان گذار جامعه شناسی پوزیتویسم چه کسی می باشد ؟ ( دانش )

4- موضوع جامعه شناسی پوزیتویسم چه بود ؟ ( درک )

5-جامعه شناسی پوزیتویستی از چه روشی استفاده می کند ؟ ( درک )

6-هدف جامعه شناسی پوزیتویستی چیست ؟( تحلیل )

7-بنیانگذاران جامعه شنسی تفهمی چه کسانی بودن و چه نظری داشتند ؟ ( درک )

8-موضوع مورد بحث جامعه شناسی تفهمی چیست ؟ ( درک )

9-ماکس وبر در روش خود ، به چه نکاتی توجه داشت ؟ ( تحلیل )

10-هدف جامعه شناس تفهمی چه بود ؟ ( تحلیل )

11-موضوع مورد بحث جامعه شناسی انتقادی چه بود ؟( درک )

12-جامعه شناسی انتقادی از چه روشی استفاده می کرد ؟ ( درک )

13-هدف جامعه شناسی انتقادی چه بود ؟ ( تحلیل )

 

درس هفتم :

1-قبل از قرن نوزدهم ، علوم مختلف در یک تقسیم بندی کلان به چند دسته تقسیم می شد؟ ( دانش )

2-منظور از علوم نظری و علوم عملی چه بود ؟ ( درک )

3-علوم نظری از چه بخش هایی تشکیل یافته بود ؟ ( درک )

4-علوم عملی از چه بخش هایی تشکیل یافته بود ؟ ( درک )

5-عقل نظری در چه موردی بحث می کند ؟ ( تحلیل )

6- موضوع مورد بحث عقل عملی چه می باشد ؟ ( تحلیل )

7-چرا فارابی علم اجتماعی را ، علم تدبیر مدن می نامد ؟ ( درک )

8-علامه طباطبایی در باره ی عقل عملی چه نظری دارد ؟ ( درک )

9- منظور از اعتباریات چیست ؟ ( درک )

10- اعتباریات چه ویژگی هایی دارند ؟ ( تجزیه )

 

 

 

فصل دوم

درس هشتم:

1-موجودات زنده ( اندام واره ) چه ویژگی هایی دارند ؟ ( تجزیه )

2-جهان اجتماعی با موجودات زنده چه شباهت و چه تفاوت هایی دارد ؟ ( تحلیل )

3- فرهنگ چیست ؟ ( دانش )

4-جهان اجتماعی چه موقع از بین می رود و چه موقع تداوم می یابد ؟ ( تحلیل )

 

درس نهم :

1-دانشمندان جهان اجتماعی را بر چه اساسی تقسیم بندی می کنند ؟ ( دانش )

2-جهان اجتماعی براساس نظام اجتماعی از چه اجزایی تشکیل شده است ؟ ( دانش )

3-جهان اجتماعی براساس اندازه و دامنه چگونه تقسیم می شود ؟ ( درک )

4-تقسیم جهان اجتماعی براساس ذهنی و عینی بودن چگونه است ؟ ( درک )

5-منظور از لایه های سطحی و عمیق جهان اجتماعی چیست ؟ ( درک )

6-نماد چیست و از نمادها چه استفاده ای می شود ؟ ( دانش و کاربرد)

7-چه تفاوی بین نمادها و ارزش ها و هنجارها وجود دارد ؟ ( ارزشیابی)

8-نمادها و هنجارها و ارزش ها ، در کدام یک از لایه های اجتماعی قرار دارند و چرا ؟ ( تحلیل )

9-عمیق ترین لایه و پدیده ی اجتماعی چیست ؟ ( ارزشیابی )

 

 

درس دهم :

1-علت پیدایش جهان های مختلف چیست ؟ ( درک )

2-چگونه و چه زمانی جهان اجتماعی تغییر می کند ؟ ( تجزیه ، درک)

3-تفاوت های سطحی و عمیق جهان های اجتماعی کدامند ؟ ( ارزشیابی )

4-عناصر محوری جهان اسلام کدامند ؟ ( درک )

5-مفاهیم محوری جهان جاهلی چه بود ؟ ( درک )

 

درس یازدهم :

1-تغییر الزامات جهان اجتماعی ، چه پیامدی می تواند داشته باشد ؟ ( تحلیل )

2-برخی از جهان ها ، چگونه فرصت ها را نادیده گرفته و نیز محدودیت هایی را ایجاد می کنند ؟ ( درک )

3- جهان های اجتماعی را چگونه می توان مورد داوری قرار داد ؟ ( ارزشیابی )

4-منظور از جهان متجدد چیست ؟ ( دانش )

5-جهان متجدد از نظر ماکس وبر چه ویژگی هایی دارد ؟ ( دانش )

6-منظور از افسون زدایی جهان متجدد چیست ؟ ( درک )

7-منظور از عقلانیت ذاتی ، جهان متجدد چیست ؟ ( درک )

 

درس دوازدهم :

1-دیدگاه تک خطی جوامع را توضیح دهید. ( درک )

2-به کدام جوامع ، جهان های اجتماعی در طول هم گفته می شود ؟ ( درک )

3-حرکت طولی جوامع به چند مقطع تقسیم می شود ؟ ( تجزیه )

4-تفاوت دو جامعه مکانیکی و ارگانیکی چیست ؟ ( ارزشیابی )

5-جهان های اجتماعی در عرض هم چه ویژگی هایی دارند ؟ ( درک )

6-جهان های اجتماعی براساس نوع فرهنگ و اعتقادات ، به چند دسته تقسیم می شوند ؟ ( تجزیه )

7-منظور از فرهنگ سکولار چیست ؟( دانش )

8-فرهنگ معنوی چه دیدی نسبت به جهان دارد ؟( تحلیل )

9-جامعه مقدس و معنوی به چند صورت تقسیم می شود ؟ ( تجزیه )

10-جهان اجتماعی بشر براساس صادق یا کاذب بودن به چند دسته تقسیم می شود؟ ( دانش )

 

 

فصل سوم

 

درس سیزدهم :

1-منظور از شناخت عمومی چیست ؟ ( درک )

2-باذکر مثال توضیح دهید که چگونه متوجه شناخت عمومی می شویم ؟ ( درک و کاربرد )

3-ویژگی های شناخت علمی را بیان کنید. ( دانش )

4- اثرات شناخت علمی بر شناخت عمومی را بنویسید. ( دانش )

5-اثرات شناخت عمومی بر شناخت علمی را بنویسید. ( دانش )

 

درس چهاردهم :

1-برخورد جوامع با علوم مختلف چگونه است ؟ ( ارزشیابی )

2-مخالفت شناخت عمومی با شناخت علمی ، چه نتایجی را می تواند به دنبال داشته باشد ؟ ( تحلیل )

3-فرهنگ های مختلف با شناخت علمی چگونه برخورد می کنند ؟ ( درک )

4-شناخت حسی چیست و ابزار آن کدام است ؟ ( دانش )

5- منبع و روش شناخت حسی ، چگونه است ؟ ( دانش )

6-شناخت عقلی چیست و ابزار آن کدام است ؟ ( دانش )

7- منبع و روش شناخت عقلی چیست ؟ ( دانش )

8-منظور از استدلال تجربی و تجریدی چیست ؟( درک )

9-ابزار ، منبع و روش شناخت شهودی چیست ؟( درک )

10-منظور از وحی تشریعی چیست ؟ ( درک )

11-معنای عام وحی چیست و وحی کننده آن کیست ؟ ( درک )

12-انواع شناخت شهودی را توضیح دهید. ( درک )

 

درس پانزدهم :

1-منظور از معرفت چیست ؟ ( درک )

2-علت تردید فیلسوفان نسبت  به شناخت حسی چیست ؟ ( تحلیل )

3-اگوست کنت در باره ی شناخت های مختلف چه نظری داشت ؟ ( درک )

4-چرا برخی از اندیشمندان ، تولد جامعه شناسی را به قرن نوزدهم نسبت می دهند ؟ ( درک )

5-رویکرد حسی و تجربی ، چه آسیب هایی را به علوم اجتماعی وارد نمود ؟ ( تحلیل )

6- جامعه شناسی انتقادی ، چگونه سعی نمود محدودیت های جامعه شناسی تجربی را رفع نماید ؟ ( درک )

 

 

 

 

درس شانزدهم :

1-منظور از عقل در مفهوم عام آن چیست ؟ ( درک )

2-شناخت عقلی در معنای عام آن ، به چند دسته تقسیم می شود ؟ ( دانش )

3-منظور از عقل در معنی خاص آن چیست و به چند دسته تقسیم می شود ؟ ( دانش )

4- منظور از علوم اجتماعی عقلی چیست و در کدام جوامع مورد قبول واقع شده است ؟ ( درک )

5- علوم اجتماعی عقلی ، در کدام جوامع جایگاهی ندارد ؟ ( درک )

6-توانمندی های علوم اجتماعی با رویکرد عقلی را بنویسید. ( درک )

7- مهم ترین آسیب رویکرد عقلی به علوم اجتماعی ، چه می تواند باشد ؟ ( تحلیل )

 

درس هفدهم :

1-جهان اساطیری ، چه نوع جهانی می باشد ؟ ( درک )

2-انسان جهان اساطیری ، نیازهای مادی و دنیوی خود را چگونه تامین می کند ؟ ( درک )

3-شناخت عقلانی در جهان اساطیری چه جایگاهی دارد ؟ ( ارزشیابی )

4-جایگاه عقل تجربی و ابزاری در جهان اساطیری چگونه است ؟ ( ارزشیابی )

5-جهان توحیدی چه ویژگی دارد ؟ ( درک )

6-بزرگترین نشانه ی خداوند در جهان توحیدی چیست ؟ ( دانش )

7- عقل در جهان توحیدی از چه جایگاهی برخوردار است ؟ ( درک )

8-سعادت انسانی در جهان توحیدی در چیست ؟ ( درک )

9- منظور از علوم وحیانی چیست و علم لدنی ، به چه علمی گفته می شود ؟ ( درک )

10- چه رابطه ای بین شناخت وحیانی با شناخت عقلانی وجود دارد ؟ ( ارزشیابی )

11-رابطه ی شناخت وحیانی با شناخت حسی چگونه است ؟ ( ارزشیابی )

12- انبیا الهی در باره ی شناخت شهودی چه رهنمودی را ارایه می کنند ؟ ( درک )

 

درس هیجدهم :

1-جهانی که قرآن برای انسان ترسیم می کند چه نوع جهانی است و چه ویژگی دارد ؟ ( درک )

2-علوم طبیعی ، انسانی و اجتماعی در جامعه ی توحیدی ، چه جایگاهی دارند ؟ ( ارزشیابی )

3-ابزارهای شناخت اجتماعی از منظر قرآن کدامند ؟ ( دانش )

4-ویژگی های جامعه ی انسانی در قرآن چگونه تصویر شده است ؟ ( دانش ، درک )

5-از سنت های الهی در قرآن چگونه یاد می شود ؟ ( درک )

6-چند نمونه از سنت های الهی در قرآن را بیان کنید. ( دانش – درک )

 

سوالات مطالعات اجتماعی - دبیرستان امام علی به منظور انجام کار کلاسی

سوالات امتحاني درس اول

1-انواع شناخت جامعه را نام ببرید:

2- شناخت علمي چگونه حاصل میشود .

3- کدام يک از موارد زير نشان  دهنده‎ي «شناخت علمي» وکدام يک نشان دهنده‎ي «شناخت  حاصل از زندگي» است؟ الف) سوزاننده بودن آتش                 (........................)

ب) علل افزايش اعتياد                    (........................)

ج) دلايل مهاجرت از روستا به شهر   (.......................)

4- دوره‎ي نوجواني را از نظر نيازهاي اجتماعي با دوره‎ي کودکي مقايسه کنيد.

5-منظور از شناخت حاصل از زندگی چیست؟

6-با یک مثال تفاوت شناخت علمی وشناخت حاصل از زندگی را بیان کنید

7- ازميان گزينه‎هاي زير،مناسب‎ترين گزينه را انتخاب کنيد.       

عالم اجتماعي با بررسي آمار خودکشي در کشورها و دوره هاي مختلف به اين نتيجه مي رسدکه ميزان خودکشي در شرايط ..................... افزايش مي يابد.

الف) رفاه اقتصادي     ب) فقر و گرسنگي      ج) جنگ و آشوب       د) انفجار جمعيت

8- نتايج شناخت نادرست از محيط اجتماعي را توضيح دهيد و يک مثال نيز بنويسيد.

 

سوالات امتحاني درس دوم

 

1-انسان براساس يک ميل طبيعي مي خواهد با ديگران ارتباط برقرار کند که اين رابطه را ....................... مي گویند       الف) شکل گيري ما            ب) تعامل اجتماعي            ج) گروه                  د) ارزش

2- تعامل اجتماعي چيست؟ دومورد مثال بزنيد.            

3- کدام یک از ماهای زیر گروه تلقی نمی شود؟

الف- ما مسافرین اتوبوس           ب-ما دانش آموزان کلاس              ج- ما کاشمریها           

4- علل گرايش انسان به زندگي گروهي چيست؟           

5- کامل کنيد:

افرادي که خود را ..........................تلقي مي‎کنند به صورت نسبتاً پايدار  و منظم با يکديگر تعامل دارند يک ................ را تشکيل مي دهند.           

6- گروه را با توجه به ويژگي هاي اصلي آن تعريف کنيد.

7-انواع (ما) ی تشکیل شده بین افراد را در جریان تعامل اجتماعی بنویسید ومثال بزنید          

سوالات امتحاني درس سوم

1- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:

الف) گرفتن توپ توسط دروازه بان در بازي فوتبال .......................... است.

الف) هنجار         ب) ارزش           ج) تکليف            د) حقوق نقش

ب) به شکلي از رفتار که فرد با عضويت در گروه، ملزم به انجام آن مي شود، مي گويند.

الف) هنجار         ب) ارزش           ج) کنترل اجتماعي            د) جامعه پذيري

2- يک فرد ايراني چه ارزش ها والگوهاي عملي را بايد بپذيرد؟ (ذکر 3 مورد)

3- ارزش را با ذکر يک مثال تعريف کنيد.                  

4- هنجار يا الگوي عمل را با ذکر مثال توضيح دهيد.    

5- براي هر يک ازموارد زير دو ارزش بنويسيد.         

الف) مدرسه         ب) خانواده         

6- جاي خالي زير را پر کنيد:         

الف) به رفتارهايي که فرد با عضويت در گروه بايد آنها را انجام دهد و در صورت رعايت نکردن آنها با مجازات روبرو مي شود ...................... مي گويند.           

ب) به اموري که براي گروه اهميت دارند..................... مي گويند.

 

 

           

سوالات امتحاني درس چهارم

 

1- نمونه‌اي از تعارض ميان دوگروه راذکر نماييد که نتايج نامطلوب دارد.

2- دو نمونه از آثار و نتايج وجوداحزاب و  انجمن ها در جامعه را ذکرکنيد.

3- حد هماهنگي و تعارض در جامعه را ........................ مشخص مي کند.          

الف) گروه مذهبي  ب) گروه ملت       ج) گروه سياسي   د) گروه اقتصادي

4- گروه ملت را تعریف کنید.

5- دو نمونه از تضاد ميان گروه ها که براي جامعه مفيد است رابا ذکر دليل بنويسيد.

6- امروزه کلي ترين «ما» که يک واحد تقريباً مستقل است گروه ...............ناميده مي شود.

7- با بررسي روابط ميان گروه هاي مختلف جامعه، دو نوع تعارض را در جدول زير مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيد:

نوع تعارض

نتايج

ارزيابي

 

مثبت

 

منفی

8- گروه هايي که ارزش هايشان مغاير با ارزش گروه ملت است را نام ببريد؟ (2مورد)

9- ویژگیهای گروه ملت را بیان کنید:

           

سوالات امتحاني درس پنجم

1-چرا عضويت در گروه در دوره‎ي نوجواني از اهميت بيشتري برخوردار است؟

2- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:

وقتي  ديگران ما رابا هوش بدانند ما مي فهميم که باهوش هستيم. کدام مورد شکل گرفته است؟

جهت گيري          شناخت علمي       خودآگاهي            تعامل اجتماعي

3-خود آگاهی یعنی چه؟

           

سوالات امتحاني درس ششم

1- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:

فرد در گروهي عضويت پيدا مي کند که گروه ارزشهاي خود را بر ارزش هاي جامعه ترجيح مي دهد اين عبارت بيانگر کدام آسيب گروهي است.           

الف) دوگانگي ارزشي        ب) بيگانگي از جامعه        ج) مطلق گرايي گروهي      د) گروه گرايي

2- جاي خالي را با کلمه مناسب کامل کنيد:      

فردي که در مقابل انتقاد ديگران واکنش شديدو  اغلب خشونت آميز نشان مي دهد دچار ................. شده است.    

3- دوگانگي ارزشي در گروه چه تاثيري بر شخصيت اعضاي گروه دارد؟ 

4- عبارات زير مربوط به کداميک آسیبهای گروهی می باشد؟

         الف) در جهت برخورد با ارزش هاي جامعه عمل خواهد کرد. (......................)

         ب) شخصيت متزلزلي خواهد داشت.                                 (......................)

         ج) تعصب نسبت به گروه چشم او را  بر حقايق مي بندد.        (......................)

5- آسيب هاي گروه را نام ببريد.      

6- تبعيت بي چون و چرا چه تاثيري بر شخصيت افراد دارد؟      

7- حکومت هاي فاشيستي و ديکتاتوري کمونيستي در دوره‎ي جديد، نمونه‎ي کدام آسيب گروهي بوده‎اند؟

الف) تبعيت بي چون و چرا                 ب) بيگانگي از جامعه

ج) دوگانگي ارزشي                       د) مطلق گرايي گروهي

8- بيگانگي از جامعه چيست؟ واگر فردي دچار بيگانگي از جامعه گردد چه ويژگيهايي دارد؟

9- اگر در جامعهای همه گروهها دچار مطلق گرایی شوند چه پیش می آید؟  

10-گروه گرایی را تعریف کنید:       

 

 

 

 

فصل دوم

سوالات امتحاني درس اول

1- دو نقش را نام ببريد و براي هر يک الگوي عمل ذکر کنيد.                  

2- نقش را تعريف کنيد.     

3- الگوهای عمل در هر گروه به چند دسته تقسیم میشوند؟

4- حقوق نقش را تعريف کنيد و يک مثال بزنيد.

5- به مجموعه الگوهاي عملي که فرد در نقش خاص خود انتظار دارد ديگران نسبت به او انجام دهند مي گويند.    

الف) حقوق نقش    ب) تکاليف          ج) هنجار            د) ارزش

6- کلاس خود را در نظر بگيريد. دو نقش را که در آن ذکر کنيد و براي هر يک جدول زير را کامل کنيد.           

نقش

تکاليف

حقوق

1-

 

 

2-

 

 

7- نقشهای یک فرد به چند دسته تقسیم می شوند؟مثال بزنید.        

8- درستي و نادرستي جمله زير را مشخص کنيد:

 نقش فرزندي نقشي است که ما خود آن را انتخاب کرده ايم.

 

سوالات امتحاني درس دوم

1- آرمان اجتماعي را تعريف کرده و يک مثال بزنيد.    

2- وابستگی متقابل نقشها موجب چه چیزی می شود؟    

3- منظور از وابستگي متقابل نقش ها چيست؟ مثال بزنيد.           

4- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:   

ارزشهاي مشترکي که هر جمع و جامعه اي براي رسيدن به آنها تلاش مي کنند................آن جمع جامعه ناميده مي شود.

1- آرمان اجتماعي 2- هماهنگي جامعه            3- تعارض اجتماعي          4- پيوند اجتماعي

5- درستي يا نادرستي عبارت زير را مشخص کنيد:      

نقش هاي مختلف در يک گروه بطور متقابل به يکديگر وابسته هستند.

6- «فراهم آوردن شرايط ياددهي و يادگيري مناسب براي دانش آموزان در کلاس درس کدام يک از موارد زير را در بر مي گيرد؟    

الف) حقوق معلم- تکليف دانش آموز   ب) حقوق دانش آموز- حقوق معلم

ج) حقوق دانش آموز- تکليف معلم      د) تکليف دانش آموز- تکليف معلم

7- جاي خالي را کامل کنيد:

عامل پيوند دهنده نقشها در جامعه ............................ است.     

 

سوالات امتحاني درس سوم

 

1- نظام را تعريف نموده و يک مثال براي آن ذکر کنيد.  

2- ويژگيهاي مفهوم نظام چيست؟     

3- يک نظام اجتماعي را مثال بزنيد و موارد زير را در آن بررسي کنيد:    

الف) اين نظام اجتماعي از چه نقش هايي تشکيل شده است.

ب) هريک از اين نقش ها چه وظايفي نسبت به يکديگر دارند.

نظام اجتماعي

نقش ها

وظايف متقابل نقش ها

هدف

 

 

 

 

 

6- نظام اجتماعي را تعريف کنيد. دو نظام اجتماعي را نام ببريد.   

7- بااضافه شدن يک فرزند به ‌خانواده اي که فقط داراي دونقش همسري است‌چند نقش ديگرشکل مي‌گیرد؟          

سوالات امتحاني درس چهارم

1آثار ونتایج خرده نظامها در نظام اجتماعی کل به چند دسته تقسیم میشوند مثال بزنید.

2- براي هر يک از نظام هاي زير دو خرده نظام بنويسيد:          

الف) نظام سياسي  ب) نظام اقتصادي

3- نظام اجتماعي متعادل چگونه نظامي است.  

4- در چه صورت یک نظام اجتماعی کل دچار عدم تعادل میشود؟

5- منظور از نظام اجتماعي کل و خرده نظام چيست؟    

6- اگرارزش هاي خرده نظام ها با يکديگر يابا ارزش هاي کلي جامعه مغاير باشد کدام حالت در جامعه بيشتر مي آيد          الف ) عدم تعادل    ب) تضاد طبقاتي        ج) تضاداجتماعي  د) تعادل

7- جاهاي خالي را با کلمات مناسب پر کنيد:  

نظام اجتماعي که در برگيرنده‎ي نظام هاي ديگر است نظام ................ ناميده مي شود.

نظامي که خرده نظام هاي آن در يک جهت عمل مي کنند ...............ناميده مي شود.

 

سوالات امتحاني درس پنجم

1- منظور از کنترل اجتماعي چيست. مثال بزنید          

2- مفهوم جامعه‎پذيري را تعريف کنيد و مثال بزنيد.       

3- مفهوم «دروني کردن ارزشها» را بيان کنيد.

4-چرا نظام اجتماعی به فرد نیازمند است؟      

5-آماده شدن فرد توسط جامعه براي برعهده گرفتن نقش ها را .......................... مي گويند.

الف) تعامل اجتماعي          ب) اجتماع پذيري  ج) آماده سازي     د) تعادل اجتماعي

6- جامعه افراد را به چند شکل اجتماعي مي کند؟          

7- اجتماعي کردن افراد از طريق اعمال مجازات .......................... مي باشد        

8- صحيح يا غلط بودن عبارت زير را مشخص کنيد.    

اجتماعي کردن افراد را از طريق اعمال مجازات دروني کردن ارزش ها مي گويند.

9-آماده شدن فرد توسط جامعه براي برعهده گرفتن نقش ها را ................مي گويند.

10- اجتماعي کردن افراد از طريق اعمال مجازات را چه مي گويند؟          

الف) دروني کردن ارزش ها            ب) جامعه پذيري

ج) عمل کردن به ارزش ها  د) کنترل اجتماعي

11- کنترل اجتماعي و دروني کردن ارزشها را در موارد زير مشخص کنيد:           

الف) در حضور ديگران پاي خود را دراز نکردن. (......................)

ب) احترام گذاشتن به افراد مسن                         (......................)   

ج) محکوم شدن معتادان به جريمه‎ي نقدي            (.......................)

د) سرزنش کودکان توسط والدین                        (.......................)  

 

فصل سوم:

سوالات امتحاني درس اول

1- خانواده را از چند جهت ميتوان بررسي کرد، نام ببريد و توضيح دهيد.               

2- از الگوهاي عمل شوهر سه مورد را بنويسيد.          

3- چرا پيوند افراد خانواده عميق تر و گسستن آن دشوارتر است؟

4- جاهاي خالي را پر کنيد: 

خانواده را از دو جهت، يکي به عنوان يک ............... و ديگري به عنوان يک .............. مي توان مورد بررسي قرار داد.

5- چرا مي گوئيم خانواده يک نظام اجتماعي است؟       

6- سه تفاوت اساسي خانواده با گروههاي ديگر را نام ببريد.       

7- ملاک هاي تمايز گروه ها از يکديگر را بنويسيد.

 

 

سوالات امتحاني درس دوم

1- چهار مورد از مهمترين آثار نامطلوب رشد سريع جمعيت را نام ببريد.   

2- صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص کنيد:     

گاه به دليل توجه بيش از حد پدرو مادر به فرزند، فرد متکي به خود بار مي آيد.

3- چرا در گذشته رشد جمعيت مانند امروز مشکل ساز نبوده است؟          

4- تاثير رشد جمعيت را بر موارد زير بررسي کنيد:     

                        1 - نظام آموزشي              2- بهداشت         3-مسکن

5- آثار نامطلوب رشد سريع جمعيت را بنويسيد.                       

6- چرا در روزگار جديد، فرزندان با سرعت گذشته وارد بازار کار نمي شوند؟       

7 تأثيرات خانواده بر نظام اجتماعي کل را نام ببريد.      .          

8- اگر کشوري در سال 2 درصد رشد اقتصادي و در مقابل 3 درصد رشد جمعيت داشته باشد از نظر اقتصادي چه شرايطي دارد؟

سوالات امتحاني درس سوم

1- نقش خانواده را در حمايت عاطفي فرد وتأمين آرامش رواني توضيح  دهيد.         

2- چگونه خانواده بر شکل گيري شخصيت فرد نقش دارد؟ (همراه با ذکر مثال)       

3- دليل بقاي نظام اجتماعي خانواده را در طول تاريخ بنويسيد.     

4- چه عواملي در خانواده تأثيرات عمده در شخصيت فرد دارد؟   

5- اثرات خانواده را بر فرد نام ببرید.

6- نقش خانواده را در تحقق شخصيت مستقل توضيح دهيد.         

 

 

سوالات امتحاني درس چهارم

1- رابطه‎ي گونه هاي مختلف اجتماعي شدن را با ناسازگاري زوجين بررسي کنيد.   

2- وجه مشترک تمام ناسازگاریها چیست؟      

3- چرا زن و شوهر را انتظارات یکدیگر را برآورده نمی سازند؟

4- در ميان همه‎ي دلايلي که براي وجود اختلافات ميان زن و شوهرها مطرح مي شود يک وجه مشترک مي توان يافت و آن عبارت است از:

                    1- ناسازگاري                      2- عدم توجه به نيازها       

                    3-   يکسان نبودن ارزش ها     4- برآورده نشدن انتظارات

5- اگر به دنبال راه حلي براي رفع ناسازگاري زن و شوهر هستيم،‌بايد آن را در سطح ..................جست و جو کنيم.       الف) خانواده        ب) نظام اجتماعي کل  ج) سازمان هاي دولتي        د) نهادهاي خصوصي

 

 

سوالات امتحاني درس پنجم

1- تفاوت انتظارات والدين و فرزندان ازکجا ناشي مي شود؟ (نام ببريد)      

2- چه خصوصیاتی در دوره نوجوانی در فرد ظاهر میشود؟       

3- گونه هاي مختلف اجتماعي شدن چه تاثيري در اختلاف والدين و فرزندان دارد.

4- دو دليل عمده تفاوت انتظارات والدين و فرزندان چيست؟         

5- والديني که معتقدند دخترشان بايد زود ازدواج کند اما فرزند آنها معتقد به ازدواج پس از اتمام تحصيلات است دليل اختلاف با فرزندشان چيست؟           

الف) تغيير فرهنگ زندگي   ب) تفاوت در ارزشها و اجتماعي شدن

ج) مشکل تهيه‎ي مخارج تحصيل       د) عدم توجه به تغيير نقش

6- وجه اشتراک ناسازگاري فرزندان و والدين چيست؟  

الف) تغيير فرهنگ جامعه   ب) تفاوت انتظارت

ج) گونه هاي اجتماعي شدن د) نظام اجتماعي کل

 

 

 

                                                                                        فصل چهارم

سوالات امتحاني درس اول

1- انواع فعاليت اقتصادي را نام برده و براي هر کدام يک مثال بزنيد.        

2- قاعده‎ي مالکيت را تعريف کنيد و بگوييد چه تأثيري بر جامعه دارد.

3- نظام اقتصادی راتعریف کنید.

4- هر کدام از فعاليتهاي زير مربوط به کدام نوع از فعاليت اقتصادي مي باشد.

1- تلاش کشاورزان در زمين هاي کشاورزي  .................4- تلاش کارمندان در اداره ها و سازمان ها     ................

2- فعاليت کارگران ومهندسان در کارخانه ها    .............   5- پخش فرآورده هاي کارخانه ها           .....................

3-  فعاليت معلمان در کلاس درس      ............ .......       6- فعاليت مشاوره اي مؤسسات مختلف       ....................

5- فعاليت اقتصادي را با ذکر مثال تعريف کنيد.           

6- براي هر يک از بخشهاي توليد، خدمات و توزيع دو نمونه، فعاليت اقتصادي مثال بزنيد.     

7- تفاوت رابطه‎ي دوستانه با رابطه اقتصادي در چيست؟           

9- براي هر يک از موارد زير دو نمونه رابطه اقتصادي بنويسيد. 

الف) کارمندان در اداره                   ب) کشاورزان در مزرعه

10- رابطه‎ي اقتصادي را با ذکر مثال توضيح دهيد.      

سوالات امتحاني درس دوم

1- در جاهاي خالي کلمات مناسب قرار دهيد:   

نظام اقتصادي يک کشور از سه خرده نظام 1- ............... 2- ................... 3- ............. تشکيل مي گردد.

2- دو مورد از خرده نظام هاي نظام توزيع را نام ببريد. 

3- نظام توليد را تعريف نموده  و سه بخش آن را با ذکر مثال مشخص کنيد.

4-نظام توزيع چيست؟ چه تأثيري در زندگي اقتصادي دارد؟        

5- مرکز نظام پولي و بانکي هر کشور کجاست وخرده نظام هاي آن کدامند؟

6- اهداف نظام پولي و بانکي را بنويسيد.        

 

سوالات امتحاني درس سوم

1- رابطه‎ي اقتصاد و محيط طبيعي را با یک مثال توضيح دهيد.   

2- اهرمهاي دخالت دولت در نظام اقتصادي را نام ببريد.

3- بودجه چيست و چگونه بر اقتصاد اثرمي گذارد؟      

4- در شکل گيري نيازها چه عواملي نقش دارند؟          

5- رابطه نظام اقتصادی و نظام آموزشی را بنویسید.

6- رشد چه عاملي موجب تضعيف دخالت محيط طبيعي درشکل  دهي نظم اقتصادي شده است؟

7- کدام کشور با وجود فقدان منابع طبيعي لازم، توانسته است در رديف کشورهاي صنعتي و پيشرفته قرار گيرد؟ 

الف) فرانسه         ب) ژاپن ج) زلاندنو          د) آلمان

8- رابطه‎‎ي نظام اقتصادي را بانظام خانواده توضيح دهيد:          

9- کدام عامل در فرآيند توسعه  اقتصادي نقش شرايط اقليمي مناسب را ضعيف تر کرده است؟  

الف) وسعت اراضي قابل کشت         ب) رشد صنعت و تکنولوژي

ج) دستيابي به منابع مالي     د) نيروي کار ارزان

 

سوالات امتحاني درس چهارم

 

1- جاي خالي را پر کنيد.   

................. نظامي است که حفظ حيات مادي جامعه را بر عهده دارد

2- شکل گيري دو فرهنگ متفاوت در جامعه نتيجه‎ي کدام عامل است؟       

الف) تضاد طبقاتي ب) رشد صنعت    ج) رواج‎پول‎پرستي            د) ‎عدم‎تعادل‎نظام‎اقتصادي

3-تحول نظام اجتماعی کل در چه صورت مناسب ودر چه صورتی نامناسب است؟

4- بررسي کنيد در هر يک از موارد زير در روابط اجتماعي و جوامع مذکور چه تغييراتي به وجود خواهدآمد؟    

الف) ورود  برق به روستا   ب) جايگزيني خودرو به جاي درشکه در يک شهر

5- رواج پول پرستي را به عنوان يکي از پيامدهاي نامناسب نظام اقتصادي شرح دهيد.          

6- صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص نماييد:   

رواج پول پرستي از پيامدهاي مناسب نظام اقتصادي است.

8- کدام يک از موارد زير از پيامدهاي نامناسب نظام اقتصادي است؟        

الف) حفظ حيات مادي- تحول جامعه  ب) تحول جامعه- تضاد طبقاتي

ج) ارزشي شدن پول- تحول جامعه    د) ارزشي شدن پول- تضاد طبقاتي

9- دوگانگی فرهنگی(شکل گیری دو فرهنگ متفاوت)چه نتایجی در جامعه بدنبال دارد؟

10- نظام اقتصادي چگونه موجب تضاد طبقاتي مي شود؟           

11- پيامدهاي مناسب و نامناسب نظام اقتصادي را نام ببريد.       

 

سوالات امتحاني درس پنجم

1- نتايج و آثار شغل و شاغل شدن را نام ببريد:

2- رابطه‎ي شغل و بروز خلاقيت فردي را با ذکر مثال توضيح دهيد.         

3- چرا شاغل بودن شرط اصلي و مهم  ازدواج به خصوص براي پسران است؟

4- شاغل، شغل ومصرف کننده را تعريف کنيد.           

5- صحيح با غلط بودن جمله هاي زير را مشخص کنيد: 

شغل يکي از راههاي بروز خلاقيت است.

يکي از وجوه بزرگسال شناخته شدن جوان، داشتن مهارت است.

6- زماني که فرد در نظام اقتصادي نقشي بر عهده ندارد در اين حالت رابطه‎ي وي با نظام اقتصادي رابطه‎ي ...................... است. 

الف) مصرف کننده            ب) توليد کننده      ج) توزيع کننده     د) دوستانه

7- جالي خالي را با کلمات مناسب پر کنيد:      

در روزگار ما ....................... قدرت و نفوذ و بهره وري مادي از زندگي تا حد زيادي به شغلي بستگي داردکه فرد انتخاب مي کند.

8- چرا انتخاب شغل در زندگي انتخاب بسيار اساسي و مهم است؟

9- رابطه فرد با نظام اقتصادي که در تمام طول عمر ادامه دارد کدام است؟  

الف) نقش مصرف کنندگي   ب) نقش توليدکنندگي

ج) شاغل بودن                 د) مورد ب و ج

10- کدام انتخاب بسيار اساسي ومهم است و بر همه وجوه زندگي آينده فرد اثر مي گذارد؟       

الف) انتخاب همسر            ب) انتخاب شغل    ج) انتخاب نماينده  د) انتخاب حزب سياسي

11- دو رابطه مهم نظام اقتصادي و فرد را بنويسيد.       

 

سوالات امتحاني درس ششم

1- چهار مورد از عوامل عمده در انتخاب شغل را نام ببريد.        

2- خويشتن پنداري را با ذکر مثال توضيح دهيد.           

3- با ذکر مثال تأثير محيط و شرايط اقتصادي واجتماعي بر انتخاب شغل را توضيح دهيد.      

4- اگر فردي با دامپروري مشغول شود اما خانواده‎ي او پرداختن به اين شغل را کاري بهبود و پرمشغله بدانند، او چه شرطي را براي انتخاب شغل رعايت نکرده است؟          

الف) محيط‌ و شرايط‌ اجتماعي          ب) خويشتن پنداري          

ج) مهارت                                    د) علاقه

 

سوالات امتحاني درس هفتم

1- بيکاري را تعريف کنيد.  وانواع آنرا نام ببرید

2- عوامل موثر بر بيکاري را نام ببريد.         

3- انواع بيکاري زير را مشخص کنيد:          

الف) کوپن فروشي   ...............                         ب) کارگر ساده ساختمان  ....................

ج) فردي که نه کار دارد نه درآمد ................          د) معلم شيمي که فيزيک تدريس مي کند.....................

ه) فالگير   ................                                        و) فرد ديپلمه اي که شغل و درآمدي ندارد....................

ز) پزشک عمومي که راننده تاکسي است  .................ح) کارگر ساختماني در مناطق سردخيز...................

4- رکود اقتصادي چيست و در بيکاري چه نقشي دارد؟  

 

5-چهار مورد آسيب هاي نظام اقتصادي را نام ببريد.     

6- مشاغل «واسطه  گري» داراي چه مزايايي هستند که افراد ترجيح مي دهند دراين مشاغل، مشغول به کار شوند؟       7- فردي که داراي مدرک ليسانس مي باشد و به نامه رساني ادارات مشغول است کدام يک از بيکاري هاي زير شامل او مي شود؟ 

الف) بيکاري آشکار           ب) بيکاري فصلي ج) اشتغال کاذب    د) بيکاري پنهان

8- منظور از بيکاري آشکار و فصلي چيست با ذکر مثال بنويسيد.

9- بيکاري پنهان را با يک مثال تعريف کنيد.  

10- عدم تعادل در نظام اقتصادي چگونه موجب بيکاري مي شود(با ذکر مثال توضيح دهيد)

11- منظور از اشتغال کاذب چیست ؟مثال بزنید

12- چگونه ماشيني شدن يا اتوماسيون موجب بيکاري مي شود؟

13-نظام آموزشی چگونه باعث بیکار یمیشود؟

14- نقش زیر بنای اقتصادی را در بیکاری توضیح دهید.

 

فصل پنجم

سوالات امتحاني درس اول

           

1- صحيح يا غلط بودن جمله زير را مشخص کنيد:       

عمده ترين وظيفه نظام سياسي حفظ تعادل نظام اجتماعي است.

2- حق استفاده از زور به عهده کدام مورد ذيل است؟

الف) نظام خانواده ب) نظام سياسي    ج) نظام آموزشي   د) نظام اقتصادي

3- نقش سياسي و نظام سياسي را تعريف کنيد. 

4- جمله‎ي زير را کامل کنيد:           

وظيفه‎ي نظام سياسي ..................... نظام اجتماعي است.

5- جمله‎ي زير را کامل کنيد:           

نقش هايي که باهدف .......... در نظام اجتماعي شکل گرفته  اند نقش هاي سياسي ناميده مي شود.

6- چه عواملي موجب عدم تعادل نظام اجتماعي مي شود؟

7- براي هر يک از عوامل بر هم زننده‎ي تعادل نظام اجتماعي که در زير آورده شده است يک نمونه ذکر کنيد:     

الف) انحراف از قانون

ب) تهديد خارجي

8- کدام يک از موارد زير مربوط به نظام سياسي نمي باشد؟

الف) يافتن راه حل براي رفع مشکلات سياسي  ب) مجازات مجرمان و حل درگيري ها

ج) دفاع از جامعه در مقابل جوامع ديگر          د) اجتماعي کردن کودکان.

سوالات امتحاني درس دوم

1- انواع نظام سياسي را نام ببريد.    

2- چهار مورد از ويژگي هاي نظام خودکامه و نظام قانوني را بنويسيد.      

3- شيوه‎ي معمول ومطلوب دخالت مردم درسياست چيست؟ دو نمونه از آن را بنويسيد.

4- صحيح يا غلط بودن جمله ها‎ي زير را مشخص کنيد: 

 الف) در نظام خودکامه قدرت از آن زورمندان است درنظام قانوني از آن مردم است.

  ب)در نظام خودکامه، افراد با صلاحيت از اقشار مختلف مي توانند به حکومت برسند.         

  ج) به نظام سياسي که قانون مبناي عمل هم باشد نظام قانوني مي گويند.

5- چرا نظام خودکامه ديگر قادر به حفظ تعادل نظام اجتماعي نبود؟           

6- نظام سياسي خودکامه حول وجود چه افرادي شکل مي گرفت؟             

7- نظام قانوني چه ويژگي هايي دارد؟           

8- نظام سياسي گروه سرزميني يا ملت داراي چه ويژگي هايي است؟

           

سوالات امتحاني درس سوم

1- انتخاب رهبر با کدام نقش سياسي زير است؟           

الف) شوراي اسلامي شهر   ب) نمايندگان مجلس

ج) مجلس خبرگان             د) شوراي نگهبان

2- وظايف و اختيارات رئيس جمهور را بنويسيد.         

3- از وظايف واختيارات رهبر4 مورد را بنويسيد.       

4- کار اصلي شوراي نگهبان چيست؟

5- ذکر کنيد موارد زير جزء وظايف کدام نقش است؟     

الف) قانون گذاري ب) انتخاب وزيران            ج) دستورجنگ وصلح       د) انتخاب رهبر

6- پاسخ دهيد:      رهبر به وسيله چه کساني انتخاب مي شود؟     

                        استيضاح وزيران به عهده چه کساني است؟.   

7- در جاي خالي کلمه مناسب قرار دهيد:        

در رأس نظام جمهوري اسلامي ايران نقش ............... قرار دارد.

8- «قانون گذاري» از وظايف کدام يک از نقش هاي سياسي زير مي باشد. 

الف) رهبر          ب) رئيس جمهور  ج) نمايندگان مجلس            د) مجلس خبرگان

9- درقانون اساسي چند نوع شورا پيش بيني شده است؟ آن ها را بنويسيد                                                              10- پاسخ مناسب  را از ميان پاسخ هاي ستون مقابل پيدا کنيد:(یک مورد اضافی است)      

الف) تنفيذ حکم رئيس جمهور از وظايف آن به حساب مي آيد.                    مجلس شوراي اسلامي

ب) انتخاب رهبر از وظايف آن به حساب مي آيد.                                    رهبر

ج) استيضاح وزيران از وظايف آن است.                                            مجلس خبرگان

د) نظارت بر کار وزيران از وظايف آن است.                                      شوراي شهر

ذ) قوانين مصوب مجلس را با شرع و قانون اساسي انطباق مي دهد.           رئيس جمهور

                                                                                               شوراي نگهبان

11- کداميک از گزينه هاي زير جزء وظايف رئيس جمهور است؟           

الف) رياست قوه‎ي مجريه   ب) دادن رأي اعتماد

ج) انتخاب وزيران ومعرفي آنها به مجلس        د) مورد الف و ج صحيح است.

12- جاي خالي را کامل کنيد.          

انتخاب رهبر و تشخيص عدم صلاحيت رهبري از وظايف ..................است.

13- نظارت بر حسن اجراي سياست هاي کلي نظام بر عهده‎ي کدام يک از نقش هاي زير است؟           

الف) رهبر          ب) رئيس جمهور  ج) رئيس قوه‎ي قضائيه       د) نمايندگان مجلس

14- مشخص کنيد موارد زير جزء اختیارات و وظايف کدام نقش هاي سياسي هستند.

نظارت بر حسن اجراي سياست هاي کلي نظام ..................

استیضاح وزیران  ...................

انطباق قوانين  مصوبه مجلس با شروع و قانون اساسي ....................

اعطاي نشان هاي دولتي ....................

15- در نظام سیاسی ایران نقشها به چند دسته تقسیم می شوند؟     

16- دو مورد از وظايف واختيارات نمايندگان مجلس را بنويسيد.  

 

سوالات امتحاني درس چهارم

1-صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص کنيد.

در نظام قانوني گروه هاي مختلف، حزب و انجمن تشکيل مي دهند وبه فعاليت سياسي مي پردازند

           صدا و سيما، روزنامه ها و مجلات جزء‌نظام آموزشي  کشور محسوب مي شوند.      

           خطیب نماز جمعه نیز جزء نظام سياسي کشور است

2-  اثار و نتايج وجود احزاب وانجمن ها در جامعه کدام اند.        

3- اشکال مختلف مشارکت سیاسی را نا ببرید.  چه عاملي اشکال مختلف فعاليت هاي سياسي را دريک جامعه تعيين     مي کند.       

4- فعاليت سياسي را تعريف کنيد.                 

5-افراد؛ احزاب و انجمن ها به چه منظور از رسانه ها بهره مي گيرند.                   .          

6- اهداف تشکيل احزاب را بنويسيد. 

7- منظوراز آراء‌عمومي بي واسطه و با واسطه چيست؟ با ذکر مثال توضيح دهيد.    

سوالات امتحاني درس پنجم

1- راه هاي مختلف براي شناسايي نامزدها درزمان انتخابات نمايندگي يا رياست جمهوري را به اختصار بنويسيد.

2- در زمان انتخابات کانديداها چه فعاليت هاي سياسي انجام مي دهند.        

3- منظوراز انتخاب کور در تعيين نماينده چيست؟        

4- جمله‎ي زير را با کلمه‎ي مناسب کامل کنيد:  

فرد در تفويض................. به فرد ديگر (انتخاب نماينده) نقش محوري و مهمي بر عهده دارد.

5- کدام يک از موارد زير مراحل انتخاب نماينده را به ترتيب نشان مي دهد؟           

الف) شناسايي کانديداها- مشخص کردن هدف- تشخيص و ارزيابي- رأي

ب) شناسايي کانديداها- تشخيص و ارزيابي- مشخص کردن هدف- رأي

ج) تشخيص و ارزيابي- مشخص کردن هدف- شناسايي کانديداها- رأي

د) مشخص کردن هدف- شناسايي کانديداها- تشخيص و ارزيابي – رأي

6- در جاي خالي کلمه مناسب قرار دهيد:        

اگر شهروند بخواهد بدون انتخاب هدف رأي دهد، انتخاب او......................... است.

سوالات امتحاني درس ششم

1- مدرسه در ارتباط با نظام سياسي دردو جهت عمل مي کند، آن دو را ذکرکنيد.       

2- با ذکر يک نمونه رابطه تربيت خانوادگي و رفتار سياسي را بيان کنيد.   

3- ايجاد  گرايش منفي يا مثبت در فرد نسبت به نظام و عمل سياسي به وسيله کدام مورد ايجاد مي شود؟  

الف) خانواده                    ب) گروه دوستان و همسالان

 ج) دانشگاه وخانواده                     د) مدرسه

4- دونمونه از تأثيرات نظام سياسي را بر خانواده بنويسيد.         

5- افرادي که مي بايست نقش هاي سياسي را به عهده بگيرند چه مهارت هايي بايد داشته باشند؟

تربيت اين افراد بر عهده چه کسي يا سازمان مي باشد؟   

سوالات مطالعات اجتماعی - دبیرستان امام علی به منظور انجام کار کلاسی

سوالات امتحاني درس اول

1-انواع شناخت جامعه را نام ببرید:

2- شناخت علمي چگونه حاصل میشود .

3- کدام يک از موارد زير نشان  دهنده‎ي «شناخت علمي» وکدام يک نشان دهنده‎ي «شناخت  حاصل از زندگي» است؟ الف) سوزاننده بودن آتش                 (........................)

ب) علل افزايش اعتياد                    (........................)

ج) دلايل مهاجرت از روستا به شهر   (.......................)

4- دوره‎ي نوجواني را از نظر نيازهاي اجتماعي با دوره‎ي کودکي مقايسه کنيد.

5-منظور از شناخت حاصل از زندگی چیست؟

6-با یک مثال تفاوت شناخت علمی وشناخت حاصل از زندگی را بیان کنید

7- ازميان گزينه‎هاي زير،مناسب‎ترين گزينه را انتخاب کنيد.       

عالم اجتماعي با بررسي آمار خودکشي در کشورها و دوره هاي مختلف به اين نتيجه مي رسدکه ميزان خودکشي در شرايط ..................... افزايش مي يابد.

الف) رفاه اقتصادي     ب) فقر و گرسنگي      ج) جنگ و آشوب       د) انفجار جمعيت

8- نتايج شناخت نادرست از محيط اجتماعي را توضيح دهيد و يک مثال نيز بنويسيد.

 

سوالات امتحاني درس دوم

 

1-انسان براساس يک ميل طبيعي مي خواهد با ديگران ارتباط برقرار کند که اين رابطه را ....................... مي گویند       الف) شکل گيري ما            ب) تعامل اجتماعي            ج) گروه                  د) ارزش

2- تعامل اجتماعي چيست؟ دومورد مثال بزنيد.            

3- کدام یک از ماهای زیر گروه تلقی نمی شود؟

الف- ما مسافرین اتوبوس           ب-ما دانش آموزان کلاس              ج- ما کاشمریها           

4- علل گرايش انسان به زندگي گروهي چيست؟           

5- کامل کنيد:

افرادي که خود را ..........................تلقي مي‎کنند به صورت نسبتاً پايدار  و منظم با يکديگر تعامل دارند يک ................ را تشکيل مي دهند.           

6- گروه را با توجه به ويژگي هاي اصلي آن تعريف کنيد.

7-انواع (ما) ی تشکیل شده بین افراد را در جریان تعامل اجتماعی بنویسید ومثال بزنید          

سوالات امتحاني درس سوم

1- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:

الف) گرفتن توپ توسط دروازه بان در بازي فوتبال .......................... است.

الف) هنجار         ب) ارزش           ج) تکليف            د) حقوق نقش

ب) به شکلي از رفتار که فرد با عضويت در گروه، ملزم به انجام آن مي شود، مي گويند.

الف) هنجار         ب) ارزش           ج) کنترل اجتماعي            د) جامعه پذيري

2- يک فرد ايراني چه ارزش ها والگوهاي عملي را بايد بپذيرد؟ (ذکر 3 مورد)

3- ارزش را با ذکر يک مثال تعريف کنيد.                  

4- هنجار يا الگوي عمل را با ذکر مثال توضيح دهيد.    

5- براي هر يک ازموارد زير دو ارزش بنويسيد.         

الف) مدرسه         ب) خانواده         

6- جاي خالي زير را پر کنيد:         

الف) به رفتارهايي که فرد با عضويت در گروه بايد آنها را انجام دهد و در صورت رعايت نکردن آنها با مجازات روبرو مي شود ...................... مي گويند.           

ب) به اموري که براي گروه اهميت دارند..................... مي گويند.

 

 

           

سوالات امتحاني درس چهارم

 

1- نمونه‌اي از تعارض ميان دوگروه راذکر نماييد که نتايج نامطلوب دارد.

2- دو نمونه از آثار و نتايج وجوداحزاب و  انجمن ها در جامعه را ذکرکنيد.

3- حد هماهنگي و تعارض در جامعه را ........................ مشخص مي کند.          

الف) گروه مذهبي  ب) گروه ملت       ج) گروه سياسي   د) گروه اقتصادي

4- گروه ملت را تعریف کنید.

5- دو نمونه از تضاد ميان گروه ها که براي جامعه مفيد است رابا ذکر دليل بنويسيد.

6- امروزه کلي ترين «ما» که يک واحد تقريباً مستقل است گروه ...............ناميده مي شود.

7- با بررسي روابط ميان گروه هاي مختلف جامعه، دو نوع تعارض را در جدول زير مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيد:

نوع تعارض

نتايج

ارزيابي

 

مثبت

 

منفی

8- گروه هايي که ارزش هايشان مغاير با ارزش گروه ملت است را نام ببريد؟ (2مورد)

9- ویژگیهای گروه ملت را بیان کنید:

           

سوالات امتحاني درس پنجم

1-چرا عضويت در گروه در دوره‎ي نوجواني از اهميت بيشتري برخوردار است؟

2- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:

وقتي  ديگران ما رابا هوش بدانند ما مي فهميم که باهوش هستيم. کدام مورد شکل گرفته است؟

جهت گيري          شناخت علمي       خودآگاهي            تعامل اجتماعي

3-خود آگاهی یعنی چه؟

           

سوالات امتحاني درس ششم

1- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:

فرد در گروهي عضويت پيدا مي کند که گروه ارزشهاي خود را بر ارزش هاي جامعه ترجيح مي دهد اين عبارت بيانگر کدام آسيب گروهي است.           

الف) دوگانگي ارزشي        ب) بيگانگي از جامعه        ج) مطلق گرايي گروهي      د) گروه گرايي

2- جاي خالي را با کلمه مناسب کامل کنيد:      

فردي که در مقابل انتقاد ديگران واکنش شديدو  اغلب خشونت آميز نشان مي دهد دچار ................. شده است.    

3- دوگانگي ارزشي در گروه چه تاثيري بر شخصيت اعضاي گروه دارد؟ 

4- عبارات زير مربوط به کداميک آسیبهای گروهی می باشد؟

         الف) در جهت برخورد با ارزش هاي جامعه عمل خواهد کرد. (......................)

         ب) شخصيت متزلزلي خواهد داشت.                                 (......................)

         ج) تعصب نسبت به گروه چشم او را  بر حقايق مي بندد.        (......................)

5- آسيب هاي گروه را نام ببريد.      

6- تبعيت بي چون و چرا چه تاثيري بر شخصيت افراد دارد؟      

7- حکومت هاي فاشيستي و ديکتاتوري کمونيستي در دوره‎ي جديد، نمونه‎ي کدام آسيب گروهي بوده‎اند؟

الف) تبعيت بي چون و چرا                 ب) بيگانگي از جامعه

ج) دوگانگي ارزشي                       د) مطلق گرايي گروهي

8- بيگانگي از جامعه چيست؟ واگر فردي دچار بيگانگي از جامعه گردد چه ويژگيهايي دارد؟

9- اگر در جامعهای همه گروهها دچار مطلق گرایی شوند چه پیش می آید؟  

10-گروه گرایی را تعریف کنید:       

 

 

 

 

فصل دوم

سوالات امتحاني درس اول

1- دو نقش را نام ببريد و براي هر يک الگوي عمل ذکر کنيد.                  

2- نقش را تعريف کنيد.     

3- الگوهای عمل در هر گروه به چند دسته تقسیم میشوند؟

4- حقوق نقش را تعريف کنيد و يک مثال بزنيد.

5- به مجموعه الگوهاي عملي که فرد در نقش خاص خود انتظار دارد ديگران نسبت به او انجام دهند مي گويند.    

الف) حقوق نقش    ب) تکاليف          ج) هنجار            د) ارزش

6- کلاس خود را در نظر بگيريد. دو نقش را که در آن ذکر کنيد و براي هر يک جدول زير را کامل کنيد.           

نقش

تکاليف

حقوق

1-

 

 

2-

 

 

7- نقشهای یک فرد به چند دسته تقسیم می شوند؟مثال بزنید.        

8- درستي و نادرستي جمله زير را مشخص کنيد:

 نقش فرزندي نقشي است که ما خود آن را انتخاب کرده ايم.

 

سوالات امتحاني درس دوم

1- آرمان اجتماعي را تعريف کرده و يک مثال بزنيد.    

2- وابستگی متقابل نقشها موجب چه چیزی می شود؟    

3- منظور از وابستگي متقابل نقش ها چيست؟ مثال بزنيد.           

4- گزينه‎ي صحيح را انتخاب کنيد:   

ارزشهاي مشترکي که هر جمع و جامعه اي براي رسيدن به آنها تلاش مي کنند................آن جمع جامعه ناميده مي شود.

1- آرمان اجتماعي 2- هماهنگي جامعه            3- تعارض اجتماعي          4- پيوند اجتماعي

5- درستي يا نادرستي عبارت زير را مشخص کنيد:      

نقش هاي مختلف در يک گروه بطور متقابل به يکديگر وابسته هستند.

6- «فراهم آوردن شرايط ياددهي و يادگيري مناسب براي دانش آموزان در کلاس درس کدام يک از موارد زير را در بر مي گيرد؟    

الف) حقوق معلم- تکليف دانش آموز   ب) حقوق دانش آموز- حقوق معلم

ج) حقوق دانش آموز- تکليف معلم      د) تکليف دانش آموز- تکليف معلم

7- جاي خالي را کامل کنيد:

عامل پيوند دهنده نقشها در جامعه ............................ است.     

 

سوالات امتحاني درس سوم

 

1- نظام را تعريف نموده و يک مثال براي آن ذکر کنيد.  

2- ويژگيهاي مفهوم نظام چيست؟     

3- يک نظام اجتماعي را مثال بزنيد و موارد زير را در آن بررسي کنيد:    

الف) اين نظام اجتماعي از چه نقش هايي تشکيل شده است.

ب) هريک از اين نقش ها چه وظايفي نسبت به يکديگر دارند.

نظام اجتماعي

نقش ها

وظايف متقابل نقش ها

هدف

 

 

 

 

 

6- نظام اجتماعي را تعريف کنيد. دو نظام اجتماعي را نام ببريد.   

7- بااضافه شدن يک فرزند به ‌خانواده اي که فقط داراي دونقش همسري است‌چند نقش ديگرشکل مي‌گیرد؟          

سوالات امتحاني درس چهارم

1آثار ونتایج خرده نظامها در نظام اجتماعی کل به چند دسته تقسیم میشوند مثال بزنید.

2- براي هر يک از نظام هاي زير دو خرده نظام بنويسيد:          

الف) نظام سياسي  ب) نظام اقتصادي

3- نظام اجتماعي متعادل چگونه نظامي است.  

4- در چه صورت یک نظام اجتماعی کل دچار عدم تعادل میشود؟

5- منظور از نظام اجتماعي کل و خرده نظام چيست؟    

6- اگرارزش هاي خرده نظام ها با يکديگر يابا ارزش هاي کلي جامعه مغاير باشد کدام حالت در جامعه بيشتر مي آيد          الف ) عدم تعادل    ب) تضاد طبقاتي        ج) تضاداجتماعي  د) تعادل

7- جاهاي خالي را با کلمات مناسب پر کنيد:  

نظام اجتماعي که در برگيرنده‎ي نظام هاي ديگر است نظام ................ ناميده مي شود.

نظامي که خرده نظام هاي آن در يک جهت عمل مي کنند ...............ناميده مي شود.

 

سوالات امتحاني درس پنجم

1- منظور از کنترل اجتماعي چيست. مثال بزنید          

2- مفهوم جامعه‎پذيري را تعريف کنيد و مثال بزنيد.       

3- مفهوم «دروني کردن ارزشها» را بيان کنيد.

4-چرا نظام اجتماعی به فرد نیازمند است؟      

5-آماده شدن فرد توسط جامعه براي برعهده گرفتن نقش ها را .......................... مي گويند.

الف) تعامل اجتماعي          ب) اجتماع پذيري  ج) آماده سازي     د) تعادل اجتماعي

6- جامعه افراد را به چند شکل اجتماعي مي کند؟          

7- اجتماعي کردن افراد از طريق اعمال مجازات .......................... مي باشد        

8- صحيح يا غلط بودن عبارت زير را مشخص کنيد.    

اجتماعي کردن افراد را از طريق اعمال مجازات دروني کردن ارزش ها مي گويند.

9-آماده شدن فرد توسط جامعه براي برعهده گرفتن نقش ها را ................مي گويند.

10- اجتماعي کردن افراد از طريق اعمال مجازات را چه مي گويند؟          

الف) دروني کردن ارزش ها            ب) جامعه پذيري

ج) عمل کردن به ارزش ها  د) کنترل اجتماعي

11- کنترل اجتماعي و دروني کردن ارزشها را در موارد زير مشخص کنيد:           

الف) در حضور ديگران پاي خود را دراز نکردن. (......................)

ب) احترام گذاشتن به افراد مسن                         (......................)   

ج) محکوم شدن معتادان به جريمه‎ي نقدي            (.......................)

د) سرزنش کودکان توسط والدین                        (.......................)  

 

فصل سوم:

سوالات امتحاني درس اول

1- خانواده را از چند جهت ميتوان بررسي کرد، نام ببريد و توضيح دهيد.               

2- از الگوهاي عمل شوهر سه مورد را بنويسيد.          

3- چرا پيوند افراد خانواده عميق تر و گسستن آن دشوارتر است؟

4- جاهاي خالي را پر کنيد: 

خانواده را از دو جهت، يکي به عنوان يک ............... و ديگري به عنوان يک .............. مي توان مورد بررسي قرار داد.

5- چرا مي گوئيم خانواده يک نظام اجتماعي است؟       

6- سه تفاوت اساسي خانواده با گروههاي ديگر را نام ببريد.       

7- ملاک هاي تمايز گروه ها از يکديگر را بنويسيد.

 

 

سوالات امتحاني درس دوم

1- چهار مورد از مهمترين آثار نامطلوب رشد سريع جمعيت را نام ببريد.   

2- صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص کنيد:     

گاه به دليل توجه بيش از حد پدرو مادر به فرزند، فرد متکي به خود بار مي آيد.

3- چرا در گذشته رشد جمعيت مانند امروز مشکل ساز نبوده است؟          

4- تاثير رشد جمعيت را بر موارد زير بررسي کنيد:     

                        1 - نظام آموزشي              2- بهداشت         3-مسکن

5- آثار نامطلوب رشد سريع جمعيت را بنويسيد.                       

6- چرا در روزگار جديد، فرزندان با سرعت گذشته وارد بازار کار نمي شوند؟       

7 تأثيرات خانواده بر نظام اجتماعي کل را نام ببريد.      .          

8- اگر کشوري در سال 2 درصد رشد اقتصادي و در مقابل 3 درصد رشد جمعيت داشته باشد از نظر اقتصادي چه شرايطي دارد؟

سوالات امتحاني درس سوم

1- نقش خانواده را در حمايت عاطفي فرد وتأمين آرامش رواني توضيح  دهيد.         

2- چگونه خانواده بر شکل گيري شخصيت فرد نقش دارد؟ (همراه با ذکر مثال)       

3- دليل بقاي نظام اجتماعي خانواده را در طول تاريخ بنويسيد.     

4- چه عواملي در خانواده تأثيرات عمده در شخصيت فرد دارد؟   

5- اثرات خانواده را بر فرد نام ببرید.

6- نقش خانواده را در تحقق شخصيت مستقل توضيح دهيد.         

 

 

سوالات امتحاني درس چهارم

1- رابطه‎ي گونه هاي مختلف اجتماعي شدن را با ناسازگاري زوجين بررسي کنيد.   

2- وجه مشترک تمام ناسازگاریها چیست؟      

3- چرا زن و شوهر را انتظارات یکدیگر را برآورده نمی سازند؟

4- در ميان همه‎ي دلايلي که براي وجود اختلافات ميان زن و شوهرها مطرح مي شود يک وجه مشترک مي توان يافت و آن عبارت است از:

                    1- ناسازگاري                      2- عدم توجه به نيازها       

                    3-   يکسان نبودن ارزش ها     4- برآورده نشدن انتظارات

5- اگر به دنبال راه حلي براي رفع ناسازگاري زن و شوهر هستيم،‌بايد آن را در سطح ..................جست و جو کنيم.       الف) خانواده        ب) نظام اجتماعي کل  ج) سازمان هاي دولتي        د) نهادهاي خصوصي

 

 

سوالات امتحاني درس پنجم

1- تفاوت انتظارات والدين و فرزندان ازکجا ناشي مي شود؟ (نام ببريد)      

2- چه خصوصیاتی در دوره نوجوانی در فرد ظاهر میشود؟       

3- گونه هاي مختلف اجتماعي شدن چه تاثيري در اختلاف والدين و فرزندان دارد.

4- دو دليل عمده تفاوت انتظارات والدين و فرزندان چيست؟         

5- والديني که معتقدند دخترشان بايد زود ازدواج کند اما فرزند آنها معتقد به ازدواج پس از اتمام تحصيلات است دليل اختلاف با فرزندشان چيست؟           

الف) تغيير فرهنگ زندگي   ب) تفاوت در ارزشها و اجتماعي شدن

ج) مشکل تهيه‎ي مخارج تحصيل       د) عدم توجه به تغيير نقش

6- وجه اشتراک ناسازگاري فرزندان و والدين چيست؟  

الف) تغيير فرهنگ جامعه   ب) تفاوت انتظارت

ج) گونه هاي اجتماعي شدن د) نظام اجتماعي کل

 

 

 

                                                                                        فصل چهارم

سوالات امتحاني درس اول

1- انواع فعاليت اقتصادي را نام برده و براي هر کدام يک مثال بزنيد.        

2- قاعده‎ي مالکيت را تعريف کنيد و بگوييد چه تأثيري بر جامعه دارد.

3- نظام اقتصادی راتعریف کنید.

4- هر کدام از فعاليتهاي زير مربوط به کدام نوع از فعاليت اقتصادي مي باشد.

1- تلاش کشاورزان در زمين هاي کشاورزي  .................4- تلاش کارمندان در اداره ها و سازمان ها     ................

2- فعاليت کارگران ومهندسان در کارخانه ها    .............   5- پخش فرآورده هاي کارخانه ها           .....................

3-  فعاليت معلمان در کلاس درس      ............ .......       6- فعاليت مشاوره اي مؤسسات مختلف       ....................

5- فعاليت اقتصادي را با ذکر مثال تعريف کنيد.           

6- براي هر يک از بخشهاي توليد، خدمات و توزيع دو نمونه، فعاليت اقتصادي مثال بزنيد.     

7- تفاوت رابطه‎ي دوستانه با رابطه اقتصادي در چيست؟           

9- براي هر يک از موارد زير دو نمونه رابطه اقتصادي بنويسيد. 

الف) کارمندان در اداره                   ب) کشاورزان در مزرعه

10- رابطه‎ي اقتصادي را با ذکر مثال توضيح دهيد.      

سوالات امتحاني درس دوم

1- در جاهاي خالي کلمات مناسب قرار دهيد:   

نظام اقتصادي يک کشور از سه خرده نظام 1- ............... 2- ................... 3- ............. تشکيل مي گردد.

2- دو مورد از خرده نظام هاي نظام توزيع را نام ببريد. 

3- نظام توليد را تعريف نموده  و سه بخش آن را با ذکر مثال مشخص کنيد.

4-نظام توزيع چيست؟ چه تأثيري در زندگي اقتصادي دارد؟        

5- مرکز نظام پولي و بانکي هر کشور کجاست وخرده نظام هاي آن کدامند؟

6- اهداف نظام پولي و بانکي را بنويسيد.        

 

سوالات امتحاني درس سوم

1- رابطه‎ي اقتصاد و محيط طبيعي را با یک مثال توضيح دهيد.   

2- اهرمهاي دخالت دولت در نظام اقتصادي را نام ببريد.

3- بودجه چيست و چگونه بر اقتصاد اثرمي گذارد؟      

4- در شکل گيري نيازها چه عواملي نقش دارند؟          

5- رابطه نظام اقتصادی و نظام آموزشی را بنویسید.

6- رشد چه عاملي موجب تضعيف دخالت محيط طبيعي درشکل  دهي نظم اقتصادي شده است؟

7- کدام کشور با وجود فقدان منابع طبيعي لازم، توانسته است در رديف کشورهاي صنعتي و پيشرفته قرار گيرد؟ 

الف) فرانسه         ب) ژاپن ج) زلاندنو          د) آلمان

8- رابطه‎‎ي نظام اقتصادي را بانظام خانواده توضيح دهيد:          

9- کدام عامل در فرآيند توسعه  اقتصادي نقش شرايط اقليمي مناسب را ضعيف تر کرده است؟  

الف) وسعت اراضي قابل کشت         ب) رشد صنعت و تکنولوژي

ج) دستيابي به منابع مالي     د) نيروي کار ارزان

 

سوالات امتحاني درس چهارم

 

1- جاي خالي را پر کنيد.   

................. نظامي است که حفظ حيات مادي جامعه را بر عهده دارد

2- شکل گيري دو فرهنگ متفاوت در جامعه نتيجه‎ي کدام عامل است؟       

الف) تضاد طبقاتي ب) رشد صنعت    ج) رواج‎پول‎پرستي            د) ‎عدم‎تعادل‎نظام‎اقتصادي

3-تحول نظام اجتماعی کل در چه صورت مناسب ودر چه صورتی نامناسب است؟

4- بررسي کنيد در هر يک از موارد زير در روابط اجتماعي و جوامع مذکور چه تغييراتي به وجود خواهدآمد؟    

الف) ورود  برق به روستا   ب) جايگزيني خودرو به جاي درشکه در يک شهر

5- رواج پول پرستي را به عنوان يکي از پيامدهاي نامناسب نظام اقتصادي شرح دهيد.          

6- صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص نماييد:   

رواج پول پرستي از پيامدهاي مناسب نظام اقتصادي است.

8- کدام يک از موارد زير از پيامدهاي نامناسب نظام اقتصادي است؟        

الف) حفظ حيات مادي- تحول جامعه  ب) تحول جامعه- تضاد طبقاتي

ج) ارزشي شدن پول- تحول جامعه    د) ارزشي شدن پول- تضاد طبقاتي

9- دوگانگی فرهنگی(شکل گیری دو فرهنگ متفاوت)چه نتایجی در جامعه بدنبال دارد؟

10- نظام اقتصادي چگونه موجب تضاد طبقاتي مي شود؟           

11- پيامدهاي مناسب و نامناسب نظام اقتصادي را نام ببريد.       

 

سوالات امتحاني درس پنجم

1- نتايج و آثار شغل و شاغل شدن را نام ببريد:

2- رابطه‎ي شغل و بروز خلاقيت فردي را با ذکر مثال توضيح دهيد.         

3- چرا شاغل بودن شرط اصلي و مهم  ازدواج به خصوص براي پسران است؟

4- شاغل، شغل ومصرف کننده را تعريف کنيد.           

5- صحيح با غلط بودن جمله هاي زير را مشخص کنيد: 

شغل يکي از راههاي بروز خلاقيت است.

يکي از وجوه بزرگسال شناخته شدن جوان، داشتن مهارت است.

6- زماني که فرد در نظام اقتصادي نقشي بر عهده ندارد در اين حالت رابطه‎ي وي با نظام اقتصادي رابطه‎ي ...................... است. 

الف) مصرف کننده            ب) توليد کننده      ج) توزيع کننده     د) دوستانه

7- جالي خالي را با کلمات مناسب پر کنيد:      

در روزگار ما ....................... قدرت و نفوذ و بهره وري مادي از زندگي تا حد زيادي به شغلي بستگي داردکه فرد انتخاب مي کند.

8- چرا انتخاب شغل در زندگي انتخاب بسيار اساسي و مهم است؟

9- رابطه فرد با نظام اقتصادي که در تمام طول عمر ادامه دارد کدام است؟  

الف) نقش مصرف کنندگي   ب) نقش توليدکنندگي

ج) شاغل بودن                 د) مورد ب و ج

10- کدام انتخاب بسيار اساسي ومهم است و بر همه وجوه زندگي آينده فرد اثر مي گذارد؟       

الف) انتخاب همسر            ب) انتخاب شغل    ج) انتخاب نماينده  د) انتخاب حزب سياسي

11- دو رابطه مهم نظام اقتصادي و فرد را بنويسيد.       

 

سوالات امتحاني درس ششم

1- چهار مورد از عوامل عمده در انتخاب شغل را نام ببريد.        

2- خويشتن پنداري را با ذکر مثال توضيح دهيد.           

3- با ذکر مثال تأثير محيط و شرايط اقتصادي واجتماعي بر انتخاب شغل را توضيح دهيد.      

4- اگر فردي با دامپروري مشغول شود اما خانواده‎ي او پرداختن به اين شغل را کاري بهبود و پرمشغله بدانند، او چه شرطي را براي انتخاب شغل رعايت نکرده است؟          

الف) محيط‌ و شرايط‌ اجتماعي          ب) خويشتن پنداري          

ج) مهارت                                    د) علاقه

 

سوالات امتحاني درس هفتم

1- بيکاري را تعريف کنيد.  وانواع آنرا نام ببرید

2- عوامل موثر بر بيکاري را نام ببريد.         

3- انواع بيکاري زير را مشخص کنيد:          

الف) کوپن فروشي   ...............                         ب) کارگر ساده ساختمان  ....................

ج) فردي که نه کار دارد نه درآمد ................          د) معلم شيمي که فيزيک تدريس مي کند.....................

ه) فالگير   ................                                        و) فرد ديپلمه اي که شغل و درآمدي ندارد....................

ز) پزشک عمومي که راننده تاکسي است  .................ح) کارگر ساختماني در مناطق سردخيز...................

4- رکود اقتصادي چيست و در بيکاري چه نقشي دارد؟  

 

5-چهار مورد آسيب هاي نظام اقتصادي را نام ببريد.     

6- مشاغل «واسطه  گري» داراي چه مزايايي هستند که افراد ترجيح مي دهند دراين مشاغل، مشغول به کار شوند؟       7- فردي که داراي مدرک ليسانس مي باشد و به نامه رساني ادارات مشغول است کدام يک از بيکاري هاي زير شامل او مي شود؟ 

الف) بيکاري آشکار           ب) بيکاري فصلي ج) اشتغال کاذب    د) بيکاري پنهان

8- منظور از بيکاري آشکار و فصلي چيست با ذکر مثال بنويسيد.

9- بيکاري پنهان را با يک مثال تعريف کنيد.  

10- عدم تعادل در نظام اقتصادي چگونه موجب بيکاري مي شود(با ذکر مثال توضيح دهيد)

11- منظور از اشتغال کاذب چیست ؟مثال بزنید

12- چگونه ماشيني شدن يا اتوماسيون موجب بيکاري مي شود؟

13-نظام آموزشی چگونه باعث بیکار یمیشود؟

14- نقش زیر بنای اقتصادی را در بیکاری توضیح دهید.

 

فصل پنجم

سوالات امتحاني درس اول

           

1- صحيح يا غلط بودن جمله زير را مشخص کنيد:       

عمده ترين وظيفه نظام سياسي حفظ تعادل نظام اجتماعي است.

2- حق استفاده از زور به عهده کدام مورد ذيل است؟

الف) نظام خانواده ب) نظام سياسي    ج) نظام آموزشي   د) نظام اقتصادي

3- نقش سياسي و نظام سياسي را تعريف کنيد. 

4- جمله‎ي زير را کامل کنيد:           

وظيفه‎ي نظام سياسي ..................... نظام اجتماعي است.

5- جمله‎ي زير را کامل کنيد:           

نقش هايي که باهدف .......... در نظام اجتماعي شکل گرفته  اند نقش هاي سياسي ناميده مي شود.

6- چه عواملي موجب عدم تعادل نظام اجتماعي مي شود؟

7- براي هر يک از عوامل بر هم زننده‎ي تعادل نظام اجتماعي که در زير آورده شده است يک نمونه ذکر کنيد:     

الف) انحراف از قانون

ب) تهديد خارجي

8- کدام يک از موارد زير مربوط به نظام سياسي نمي باشد؟

الف) يافتن راه حل براي رفع مشکلات سياسي  ب) مجازات مجرمان و حل درگيري ها

ج) دفاع از جامعه در مقابل جوامع ديگر          د) اجتماعي کردن کودکان.

سوالات امتحاني درس دوم

1- انواع نظام سياسي را نام ببريد.    

2- چهار مورد از ويژگي هاي نظام خودکامه و نظام قانوني را بنويسيد.      

3- شيوه‎ي معمول ومطلوب دخالت مردم درسياست چيست؟ دو نمونه از آن را بنويسيد.

4- صحيح يا غلط بودن جمله ها‎ي زير را مشخص کنيد: 

 الف) در نظام خودکامه قدرت از آن زورمندان است درنظام قانوني از آن مردم است.

  ب)در نظام خودکامه، افراد با صلاحيت از اقشار مختلف مي توانند به حکومت برسند.         

  ج) به نظام سياسي که قانون مبناي عمل هم باشد نظام قانوني مي گويند.

5- چرا نظام خودکامه ديگر قادر به حفظ تعادل نظام اجتماعي نبود؟           

6- نظام سياسي خودکامه حول وجود چه افرادي شکل مي گرفت؟             

7- نظام قانوني چه ويژگي هايي دارد؟           

8- نظام سياسي گروه سرزميني يا ملت داراي چه ويژگي هايي است؟

           

سوالات امتحاني درس سوم

1- انتخاب رهبر با کدام نقش سياسي زير است؟           

الف) شوراي اسلامي شهر   ب) نمايندگان مجلس

ج) مجلس خبرگان             د) شوراي نگهبان

2- وظايف و اختيارات رئيس جمهور را بنويسيد.         

3- از وظايف واختيارات رهبر4 مورد را بنويسيد.       

4- کار اصلي شوراي نگهبان چيست؟

5- ذکر کنيد موارد زير جزء وظايف کدام نقش است؟     

الف) قانون گذاري ب) انتخاب وزيران            ج) دستورجنگ وصلح       د) انتخاب رهبر

6- پاسخ دهيد:      رهبر به وسيله چه کساني انتخاب مي شود؟     

                        استيضاح وزيران به عهده چه کساني است؟.   

7- در جاي خالي کلمه مناسب قرار دهيد:        

در رأس نظام جمهوري اسلامي ايران نقش ............... قرار دارد.

8- «قانون گذاري» از وظايف کدام يک از نقش هاي سياسي زير مي باشد. 

الف) رهبر          ب) رئيس جمهور  ج) نمايندگان مجلس            د) مجلس خبرگان

9- درقانون اساسي چند نوع شورا پيش بيني شده است؟ آن ها را بنويسيد                                                              10- پاسخ مناسب  را از ميان پاسخ هاي ستون مقابل پيدا کنيد:(یک مورد اضافی است)      

الف) تنفيذ حکم رئيس جمهور از وظايف آن به حساب مي آيد.                    مجلس شوراي اسلامي

ب) انتخاب رهبر از وظايف آن به حساب مي آيد.                                    رهبر

ج) استيضاح وزيران از وظايف آن است.                                            مجلس خبرگان

د) نظارت بر کار وزيران از وظايف آن است.                                      شوراي شهر

ذ) قوانين مصوب مجلس را با شرع و قانون اساسي انطباق مي دهد.           رئيس جمهور

                                                                                               شوراي نگهبان

11- کداميک از گزينه هاي زير جزء وظايف رئيس جمهور است؟           

الف) رياست قوه‎ي مجريه   ب) دادن رأي اعتماد

ج) انتخاب وزيران ومعرفي آنها به مجلس        د) مورد الف و ج صحيح است.

12- جاي خالي را کامل کنيد.          

انتخاب رهبر و تشخيص عدم صلاحيت رهبري از وظايف ..................است.

13- نظارت بر حسن اجراي سياست هاي کلي نظام بر عهده‎ي کدام يک از نقش هاي زير است؟           

الف) رهبر          ب) رئيس جمهور  ج) رئيس قوه‎ي قضائيه       د) نمايندگان مجلس

14- مشخص کنيد موارد زير جزء اختیارات و وظايف کدام نقش هاي سياسي هستند.

نظارت بر حسن اجراي سياست هاي کلي نظام ..................

استیضاح وزیران  ...................

انطباق قوانين  مصوبه مجلس با شروع و قانون اساسي ....................

اعطاي نشان هاي دولتي ....................

15- در نظام سیاسی ایران نقشها به چند دسته تقسیم می شوند؟     

16- دو مورد از وظايف واختيارات نمايندگان مجلس را بنويسيد.  

 

سوالات امتحاني درس چهارم

1-صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص کنيد.

در نظام قانوني گروه هاي مختلف، حزب و انجمن تشکيل مي دهند وبه فعاليت سياسي مي پردازند

           صدا و سيما، روزنامه ها و مجلات جزء‌نظام آموزشي  کشور محسوب مي شوند.      

           خطیب نماز جمعه نیز جزء نظام سياسي کشور است

2-  اثار و نتايج وجود احزاب وانجمن ها در جامعه کدام اند.        

3- اشکال مختلف مشارکت سیاسی را نا ببرید.  چه عاملي اشکال مختلف فعاليت هاي سياسي را دريک جامعه تعيين     مي کند.       

4- فعاليت سياسي را تعريف کنيد.                 

5-افراد؛ احزاب و انجمن ها به چه منظور از رسانه ها بهره مي گيرند.                   .          

6- اهداف تشکيل احزاب را بنويسيد. 

7- منظوراز آراء‌عمومي بي واسطه و با واسطه چيست؟ با ذکر مثال توضيح دهيد.    

سوالات امتحاني درس پنجم

1- راه هاي مختلف براي شناسايي نامزدها درزمان انتخابات نمايندگي يا رياست جمهوري را به اختصار بنويسيد.

2- در زمان انتخابات کانديداها چه فعاليت هاي سياسي انجام مي دهند.        

3- منظوراز انتخاب کور در تعيين نماينده چيست؟        

4- جمله‎ي زير را با کلمه‎ي مناسب کامل کنيد:  

فرد در تفويض................. به فرد ديگر (انتخاب نماينده) نقش محوري و مهمي بر عهده دارد.

5- کدام يک از موارد زير مراحل انتخاب نماينده را به ترتيب نشان مي دهد؟           

الف) شناسايي کانديداها- مشخص کردن هدف- تشخيص و ارزيابي- رأي

ب) شناسايي کانديداها- تشخيص و ارزيابي- مشخص کردن هدف- رأي

ج) تشخيص و ارزيابي- مشخص کردن هدف- شناسايي کانديداها- رأي

د) مشخص کردن هدف- شناسايي کانديداها- تشخيص و ارزيابي – رأي

6- در جاي خالي کلمه مناسب قرار دهيد:        

اگر شهروند بخواهد بدون انتخاب هدف رأي دهد، انتخاب او......................... است.

سوالات امتحاني درس ششم

1- مدرسه در ارتباط با نظام سياسي دردو جهت عمل مي کند، آن دو را ذکرکنيد.       

2- با ذکر يک نمونه رابطه تربيت خانوادگي و رفتار سياسي را بيان کنيد.   

3- ايجاد  گرايش منفي يا مثبت در فرد نسبت به نظام و عمل سياسي به وسيله کدام مورد ايجاد مي شود؟  

الف) خانواده                    ب) گروه دوستان و همسالان

 ج) دانشگاه وخانواده                     د) مدرسه

4- دونمونه از تأثيرات نظام سياسي را بر خانواده بنويسيد.         

5- افرادي که مي بايست نقش هاي سياسي را به عهده بگيرند چه مهارت هايي بايد داشته باشند؟

تربيت اين افراد بر عهده چه کسي يا سازمان مي باشد؟   

سرفصل آزمون جامعه شناسی گیدنز

- بخش اول : درآمدی به جامعه شناسی -   فصل های:
1- جامعه شناسی :مسایل ودیدگاها از صفحه 10الی 29
2- فرهنگ وجامعه از صفحه 33ال65
3- اجتماعی شدن ودور زندگی از صفحه 67الی 97
4- کنش متقابل اجتماعی وزندگی روزمره از صفحه99الی127
بخش سوم:ساخت های قدرت
1- قشربندی وساخت طبقاتی از صفحه 219الی 257
د‌)       نحوه ی اجرا :
1- مرحله منطقه ای:
شایسته است سرگروههای محترم شهرستان ها و مناطق با همکاری کارشناس   گروههای آموزشی هرشهرستان /منطقه نسبت به برگزاری مسابقه در هفته آخر آذر ماه ، اقدام و اسامی منتخبین را حداکثر تا 15/10/89 به کارشناسی تکنولوژی وگروههای آموزشی استان اعلام نمایند . ضمنا در صورت عدم دسترسي به اينترنت و يا محدوديت آن،رابط محترم مي تواند به صورت كتبي و حضوري امتحان به عمل آورد.

تعریف مفهوم زارع صاحب نسق

زارعین صاحب نسق:قبل از اصلاحات ارضی معمولا به کسی رعیت یا صاحب نسق گفته می شدکه با داشتن یک یا چند عامل تولید ،برروی قطعه زمینی از مالک به صورت انفرادی ویا با اشتراک چند زارع دیگر به کشت وزرع می

پرداخت وبر اساس عوامل پنجگانه،محصول بین او ومالک تقسیم می شد.یکی از معانی  نسق عبارت  از نظم وترتیبی

است که در مورد توزیع آب وزمین بین روستاییان معمول است.

زارع صاحب نسق ،مالک زمین نبود بلکه حق استفاده از آن را داشت.مالک بعد از مرگ زارع زمینی را که او در اختیار داشت به فرزند او واگذار می کرد،بنابراین نسق را حق آب وگل نیز می توان تعبیر کرد.

در جریان اصلاحات ارضی ،نسق زراعی مبنای تقسیم زمین قرار گرفت وبه کسانی زمین تعلق گرفت که در ده صاحب نسق بودند.

نمونه طرح درس جامعه شناسی (2)

مشخصات کلی

طرح درس شماره: 7

ماده درسی:جامعه شناسی(2)

موضوع درس :

در کدام نظام قشربندی ، امکان تحرک بیشتر است؟

مدت جلسه :90 دقیقه

تعداد دانش آموز  : 25 نفر

پایه : سوم علوم انسانی

تاریخ جلسه :20/12/88

هدف کلی

آشنایی با انواع قشربندی جامعه بر مبنای مزایای اجتماعی وتأثیر آن برمیزان تحرک اجتماعی

رئوس مطالب

پایگاه * نظام قشر بندی ،قشر بندی وقشر * تحرک اجتماعی وانواع آن * انسداد اجتماعی

هدفهای جزئی

دانش آموز پس از گذراندن این درس :

الف – با مفهوم پایگاه نقش در جامعه آشنا می شود .

ب- مفاهیم قشربندی ، نظام قشربندی و قشر را می آموزد.

ج ـ به مفهوم تحرک اجتماعی وانواع آن پی می برد .

د) حالت انسداد اجتماعی در برخی جوامع را درک می کند .

هدفهای رفتاری

از فراگیر انتظار می رود که در پایان این درس بتواند :

ـ منظور از پایگاه نقش در جامعه را بیان کند . (دانش )

ـ‌ نقش ها (شغل ها) را برمبنای پایگاه آنها رتبه بندی  کند .(تجزیه وتحلیل )

ـ مفاهیم قشربندی ، نظام قشر بندی وقشررا تعریف کند. (دانش )

ـ انواع طبقه بندی پایگاه ها را نام ببرد . (دانش)

ـ برمبنای طبقه بندی پایگاه ها ، انواع قشر بندی در جامعه را ذکر کند .(دانش)

ـ مفهوم تحرک اجتماعی را تعریف کند .(دانش)

ـ انواع تحرک اجتماعی را نام ببرد . (دانش)

ـ برای انواع تحرک اجتماعی مصداق عینی در جامعه ذکر کند (کاربرد )

ـ برای رسیدن به بهترین تحرک اجتماعی طرحی ارائه دهد (ترکیب )

ـ حالت انسداد اجتماعی را تعریف کند (دانش )

ـ از مفهوم انسداد اجتماعی در برخی جوامع مثالی بیان کند .(درک وفهم )

ـ با توجه به دانسته های خود از کتابهای دیگر ، مصداق تاریخی از مفهوم انسداد اجتماعی ذکر کند .(کاربرد )

ـ برای ازبین بردن برخی حالتهای انسداد اجتماعی در جوامع امروزی طرحی را پیشنهاد کند (ترکیب )

ـ نظام کاستی هند را با جوامع صنعتی وپیشرفته امروزي از نظر میزان تحرک اجتماعی با هم مقایسه کند(ارزشیابی )

نمونه سوال جامعه شناسی(1)


سایت تاما صفحه اول سایت تماس با ما ورود اعضاء پست الکترونیک
 

سوالات جامعه شناسی ا

 

نمونه سوال هايي از كتاب جديد التاليف جامعه شناسي 1 سال دوم انساني درسال تحصيلي 89-90 با تعيين سطوح

 

فصل اول :

درس اول :

1-    كنش انساني چيست ؟( فهم)

2-    فرق فعاليت انسانها با فعاليت موجودات ديگر چيست ؟ ( فهم)

3-    انواع كنشهاي انساني كدامند ؟( دانش )

4-    براي هريك از انواع كنشهاي انساني مثال ذكر كنيد ( كاربرد)

5-    مهمترين ويژگي هاي كنش هاي انساني را نام ببريد( دانش)

6-    منظور از آگاهانه بودن كنشهاي انساني چيست؟( فهم )

7-    منظور از ارادي بودن كنش انساني چيست ؟( فهم)

8-    منظور از هدفدار بودن كنش انساني چيست ؟( فهم)

9-    منظور معنادار بودن كنش انساني چيست ؟( فهم)

10- چرا مي گوييم سخن گفتن كنش انساني است؟ استدلال شما چيست ؟ ( تركيب)

11- نوع كنش هاي انساني زير را مشخص كنيد  الف- تنفس ب- احوال پرسي ج- رويايي شدن   د– پرخاشگري  ه-  توپ پاس دادن ( كاربرد)

12- انواع پيامد هاي كنش انساني را نام ببريد .( دانش )

13- پيامد هاي ارادي و غير ارادي را در عبارت زير مشخص كنيد ؟ ( كاربرد)

14- «دانش آموزي كتاب درسي خود را مطالعه مي كند  مطالب را ياد مي گيرد ، قدرت تحليل اش رشد مي كند در آزمون معلم نمره ي بالاتر كلاس را كسب مي كند و دانش آموز ممتاز كلاس شناخته مي شود . »

15- منظور از قطعي بودن پيامد هاي طبيعي و احتمالي بودن پيامد هاي ارادي چيست ؟ ( فهم)

 

درس دوم :

1-    تفاوت علوم در چيست ؟( دانش)

2-    علوم انساني را تعريف كنيد ( فهم)

3-    چرا علم پزشكي جزو علوم انساني نيست؟( تحليل)

4-    تفاوت علوم انساني و علوم طبيعي چيست؟ ( فهم)

5-    موضوع علوم طبيعي با فلسفه چه فرقي دارد؟ ( فهم)

6-    موضوع علوم انساني با فلسفه چه فرقي دارد؟ ( فهم)

7-    قانون عليت به چه معنا است ؟ (فهم)

نمونه طرح درس


یک نمونه طرح درس جامعه 2

 

به نام خدا

بررسي تحرك اجتماعي در ايران

مقدمه

تحرك اجتماعي[1]يكي از پديده هاي اجتماعي است كه بر اثر تفاوت هاي اجتماعي ، بي عدالتي ها و به طور كلي بر اثر نابرابري هاي اجتماعي به وجود مي آيد.

تحرك اجتماعي عبارت از ، جابجايي افراد يا واحدهاي خانوادگي در نظام گروه هاي اجتماعي، شغلي يا نظام طبقات اجتماعي مي باشد. ( بودن2، 1989) در هر جامعه اي و در هر زماني اين پديده با اشكال مختلف همانند تحرك اجتماعي عمودي ، افقي ، ساختي ، درون نسلي و ... وجود دارد.

علت وجودي تحرك اجتماعي در جوامع اين است كه هميشه در جامعه فرصت هايي مي باشد كه اين
فرصت ها براي عده اي وجود دارد كه همان فرصت ها براي ديگران مهيّا نمي باشد و چون افراد فاقد آن فرصت ها در پي كسب موقعيتي هستند كه فاقد آنند، بنابراين تحرك اجتماعي وجود دارد. (پين3،1987)

تحرك اجتماعي با فرصت هاي شغلي جامعه نيز ارتباط داشته و با مفهوم تحرك شغلي آميخته است.

ساندرز4 معتقد است كه تحرك اجتماعي با تغيير ساختار سياسي، اجتماعي ، فرهنگي جامعه هم ارتباط دارد ، چرا كه در اثر انقلاب ها و تغييرات حكومتي يا پيروزي يك حزب سياسي يا ائتلاف گروه هاي خاصي درانتخابات رياست جمهوري يا پارلماني يك كشور زمينه ي تغيير پايگاه اجتماعي را ايجاد مي كند.
 (ساندرز ،1990)

بنابراين تحرك اجتماعي يكي از پديده هاي مهم اجتماعي است كه در همه ي جوامع دولت ها بايستي به آن توجه كرده و زمنيه ي آن را براي كليه افراد جامعه به اشكال مختلف در مقياس هاي متفاوت ايجاد كند.

بيان مسئله

همانطور كه اشاره شد تحرك اجتماعي در همه جوامع وجود دارد. اما در هر جامعه اي نوع، شدت و ميزان و عوامل ايجادي آن با جوامع ديگر متفاوت مي باشد. از جمله ارتباط هاي مهم، ارتباط بين طبقه اجتماعي با تحرك اجتماعي است كه در اكثر جوامع وجود دارد.

تحرك اجتماعي در كشور ايران وابسته با تأثير اعتقادات همگاني ، ارتباطات افراد با يكديگر ، عرف، سنت، عادات و مجموعه ي عوامل ديگر است كه در زير به آن اشاره مي گردد.

در جامعه ي ايران بعضي از فعاليت هاي عمومي ، زمينه اي براي تحرك اجتماعي براي صاحبان خود ايجاد
 مي كند كه همين امر مي تواند يكي از عوامل تحرك اجتماعي در كشور باشد. هر چند اين فعاليت ها دولتي يا جنبه ي عمومي همانند پزشكي يا تجارت داشته باشد.

در كشور ايران نه تنها شغل ، بلكه ميزان در آمد وضعيت اقتصادي باعث تحرك اجتماعي مي شود. استفاده از درآمد معين وسيله اي است براي رسيدن به نقش هايي كه ميزان معيني وجهه ي اجتماعي ايجاد مي كند. پين 1 (1987) معتقد است كه : هميشه درآمد باعث تحرك اجتماعي نمي گردد، چون كه طرز استفاده از درآمد نيز بر تحرك اجتماعي مؤثر است مثلاً عده اي در آمد را براي رسيدن به مراتب بالاي علمي و افزايش سطح تحصيلات يا افزايش منزلت اجتماعي استفاده مي كنند. بر عكس عده اي ديگر درآمد را فقط براي افزايش درآمد استفاده مي كنند. براي مثال يك تاجر با افزايش درآمد خود فقط سرمايه خود را اضافه كرده و همان تاجر با وضعيت قبلي مي ماند.

در كشور ايران سطح تحصيلات و نوع آن نيز در امر تحرك اجتماعي هنوز نقش تعيين كننده اي دارد.   مخصوصاً اگر تحصيلات در سطح عالي باشد، زمينه ارتقاء به طبقات بالا را فراهم مي كند.

علاوه بر مواد اشاره شده در بالا خانواده، عوامل سياسي،  رشد سريع ديوان سالاري و توسعه ي شهر نشيني درامر تحرك اجتماعي در ايران مخصوصاً در گذشته نقش اساسي داشته است. نام خانواده و سوابق تاريخي و خانوادگي بعضاً زمينه ساز تحرك اجتماعي بوده است، مخصوصاً براي خانواده هايي كه در زمان خاصي در جامعه داراي نقش اقتصادي و اجتماعي خاصي بوده اند محسوس تر است. البته نقش اين عامل امروزه رو به كاهش مي باشد. هم چنين در ايران ، عوامل سياسي در امر تحرك اجتماعي نقش اساسي داشته است ، براي مثال بعد از اصلاحات ارضي با بخشيدن مقداري از زمين ها به زارعين كه بيشتر با اهداف سياسي همراه بود. زارعين با دريافت زمين به طبقه خرده مالك ارتقاء يافتند. (اديبي، 1354)

گسترش سريع ديوان سالاري كشوري و لشگري نيز از عوامل تحرك در كشور ايران بوده است. توسعه اجتماعات شهري و رشد شهرنشيني نيز باعث ايجاد طبقات اجتماعي جديد در شهرها شد و زمينه را براي تحرك اجتماعي عده اي از افراد به وجود آورد. براي مثال ايجاد طبقه تاجر و صراف به علت نياز دهقانان به پول باعث تشكلي طبقه دلالان شد و عده اي از طبقات پايين همانند خرده مالكين جزء ، به طبقه تجار و صراف ارتقاء يافتند. ( اديبي، 1354)

علاوه بر مجموعه عوامل فوق، دو عامل انقلاب و جنگ به طور كلي بر ساخت اجتماعي كشور نقش اساسي داشته است . انقلاب اسلامي از جمله عواملي است كه در كشور سلسله مراتب قشربندي اجتماعي را به طور كلي تغيير داد و ساخت طبقاتي كشور را نيز دگرگون ساخت و تا حدودي ملاك هاي تحرك اجتماعي را تغيير داد. زمينه تحرك صعودي را براي عده اي فراهم ساخت و باعث شد عده اي از افراد گرفتار ركود در تحرك صعودي خود شده يا تحرك نزولي بدست آورند، عده اي از افراد فقير ، ثروتمند شده و عده اي ديگر فقير شوند. هم چنين در بعد تحصيلات بعد از انقلاب زمينه ي ادامه تحصيل براي اكثريت افراد طبقه پايين فراهم گرديد و باعث شد آن ها به مراتب بالاي تحصيلي رسيده و تحرك اجتماعي صعودي كسب نمايند.

در ايران جنگ با عراق در سلسله مراتب اجتماعي تأثير زيادي داشت. چون كه با دگرگوني هاي اقتصادي و مالي كه با تغييرات عميق در وضع افراد به وجود آورد همراه بود. مخصوصاً از نظر مادي باعث تحرك صعودي عده اي و تحرك نزولي عده اي ديگر شد.

 البته جنگ را مي توان يكي از عوامل همطرازي اجتماعي دانست. منظور اين است كه همه ي افراد جامعه را از نظر امكانات، خدمات و موقعيت اجتماعي در يك سطح قرار مي دهد. (بوتول، 1376)

اما در كشور ايران با تداوم جنگ بعضي از افراد و قشرهاي اجتماعي از موقعيت و فرصت هاي به وجود آمده ناشي از اقتصاد جنگ ، به تدريج مزاياي اجتماعي بيشتري را به خود اختصاص دادند و بدين ترتيب نيز توانستند باعث تغيير سلسله مراتب پايگاه اجتماعي خود شده و تحرك اجتماعي صعودي پيدا كنند. با پايان رسيدن جنگ و شروع بازسازي جريان بهره گيري از مزاياي اجتماعي و اقتصادي به شكلي جديد آغاز گرديد. صاحبان سرمايه و وابستگان مناصب حكومتي و بعضي آن هايي كه در سيستم حكومتي و دولتي قرار داشتند و يا به شكلي غير مستقيم با آن مرتبط بودند با استفاده از اين موقعيت و دست يابي به اطلاعات و تصميم گيري ها و برنامه هاي دولتي ، به صورت هوشمندانه و زيركانه از شرايط ، موقعيت و فرصت هاي ايجاد شده بيشترين بهره برداري را به سود خود و وابستگان و گروه هاي وابسته به خود به عمل آوردند و در اين زمان نيز همين افراد و وابستگان آنان توانستند سلسله مراتب پايگاه اجتماعي خود را تغيير داده و بر تحرك اجتماعي صعودي خود روندي رو به افزايش ايجاد كنند.

منابع و مأخذ:

الف: كتاب هاي فارسي

  1. اديبي حسين ،1354 جامعه شناسي طبقات اجتماعي ، تهران انتشارات دانشكده علوم اجتماعي و تعاون.
  2. بيرو آلن ، (1376)، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه باقر ساروخاني ، تهران ، انتشارات كيهان
  3. بوتول گاستون، (1376)، جامعه شناسي جنگ، ترجمه هوشنگ فر خجسته ، تهران ، كثرت انتشارات علمي و فرهنگي.
  4. گرب. ادوارد. ج، (1373) ، نابرابري اجتماعي ( ديدگاه هاي نظريه پردازان كلاسيك و معاصر)، ترجمه محمد رضا سياهپوش ، احمد رضا غروي نژاد، تهران، نثر معاصر.
  5. لويد پيتر، (1371) ، طبقه كارگر در جهان سوم ، ترجمه حسينعلي نوذري، تهران ،نشر همراه.

ب: كتاب هاي خارجي

1. Boudon.r and Bourricaud.F.1989 Acritical dictionary of sociology, selected and          translated to English by Hamilton P.London, Routledge, first.

2. Kebro.Harold,R,(1983),social stratification and Iniquality (class conflict in the united), states Newyork, MCGRW, Hillbook company.

3. Payne, Geoff, (1987), social class and stratification,first,London.

4. Saunders, peter, (1990),social class and stratification, First, London.

 

گروه آموزشي علوم اجتماعي متوسطه استان اصفهان